اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

و دیدگاه اهل معرفت نسبت به آن

15٬898

زیارت امام رضا علیه‌السلام تنها یک حضور فیزیکی در حرم مطهر نیست؛ حقیقت زیارت در معرفت، محبت و اتصال قلبی به امام تجلی پیدا می‌کند. در این سخنرانی ژرف، حضرت آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با ذکر نمونه‌هایی تاثیرگذار از حوادث تاریخی همچون بمب‌گذاری در حرم رضوی، به تفاوت نگاه انسان‌های آگاه و غافل می‌پردازند: اینکه آیا حضور در حرم امام بدون شناخت مقام و جایگاه امام، ما را به حقیقت زیارت می‌رساند یا خیر؟ پرسشی است که ایشان با تأکید بر نقش عرفان بالله و سیر و سلوک، به آن پاسخ داده و معتقدند بدون پیمودن این مسیر، معرفت واقعی به امام حاصل نمی‌شود و انسان در خطر «میتة جاهلیة» قرار می‌گیرد. اینکه «راز پنهان در نیت خالص و اتصال به باطن امام چیست؟» و «چرا برخی زیارت را نجات و برخی دیگر آن را مهلکه می‌بینند»؟ پرسش‌هایی است که حضرت استاد در این سخنرانی به آنها پاسخ میدهد.

اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

توضیحات:

زیارت امام رضا علیه‌السلام تنها یک حضور فیزیکی در حرم مطهر نیست؛ حقیقت زیارت در معرفت، محبت و اتصال قلبی به امام تجلی پیدا می‌کند. در این سخنرانی ژرف، حضرت آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با ذکر نمونه‌هایی تاثیرگذار از حوادث تاریخی همچون بمب‌گذاری در حرم رضوی، به تفاوت نگاه انسان‌های آگاه و غافل می‌پردازند: اینکه آیا حضور در حرم امام بدون شناخت مقام و جایگاه امام، ما را به حقیقت زیارت می‌رساند یا خیر؟ پرسشی است که ایشان با تأکید بر نقش عرفان بالله و سیر و سلوک، به آن پاسخ داده و معتقدند بدون پیمودن این مسیر، معرفت واقعی به امام حاصل نمی‌شود و انسان در خطر «میتة جاهلیة» قرار می‌گیرد. اینکه «راز پنهان در نیت خالص و اتصال به باطن امام چیست؟» و «چرا برخی زیارت را نجات و برخی دیگر آن را مهلکه می‌بینند»؟ پرسش‌هایی است که حضرت استاد در این سخنرانی به آنها پاسخ میدهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

8
  • نظر علامه طهرانی دربارۀ تحمل مشقت زیارت امام رضا

  • آن وقت یکی مثل مرحوم آقا می‌گوید، از آن طرف کرۀ زمین یکی به ایشان گفته بوده که آقا ما گاهی اوقات کمرمان درد می‌کند یا سرمان و فلان و این حرفها مثلاً گاهی کمتر موفّق می‌شویم ـ از تهران که می‌آمدند ـ کمتر موفّق می‌شویم زیارت حضرت برویم، ایشان فرموده بودند: اگر کسی - من عبارت در ذهنم هست نشسته بودم آنجا، آن هم از افرادی بوده که یعنی در ضمن یک مجموعه‌ای بودند که بعضی از رفقای سابقشان بودند و تهران هم یک مجالس و اینها و دم و دستگاهی داشتند، - اگر کسی از آن طرف صُقع أرض به این طرف برای زیارت امام رضا بیاید حبوًا علی الثلج، کاری را نکرده، کاری انجام نداده، این مطلب نشان می‌دهد که ایشان در مقام اغراق نیست یعنی در مقام انشاء ایشان این مطلب را گفتند نه در مقام اغراق، و حالا مثلاً اغراق را ما همه چیز می‌گوییم هر چی از دهانمان در بیاید می‌گوییم، صحبت‌های ما حساب و کتاب که ندارد. یکی را آن‌قدر بالا می‌بریم کوه می‌کنیم یکی را آن‌قدر به زمین می‌زنیم که انگار نه انگار؛ ولی اینها نه، اینها حرفهایشان حساب و کتاب داشت و نسبت به حرفهایشان تبعاتشان را هم در نظر می‌گرفتند. همین‌طوری یک حرفی را نمی‌زدند. تبعات، لوازم، ملزومات و همه اینها را در نظر داشتند.

  • حساس بودن مرحوم علامه نسبت به مسئله امامت

  • یک کسی از همین افرادی که در تهران مجلس اخلاق و عرفان و اینها داشت و خیلی هم آن موقع معروف بود و مشهور بود، با چندتا از مریدهایش مشهد آمده بود منزل پدرمان. بنده نبودم در آن مجلس ولی یک نفر از دوستان، ایشان برای من نقل کرد که من بودم، او هم از یک شهرستان آمده بود، از اصفهان زیارت رفته بود، آن روز هم رفته بود منزل پدر ما، ما نشستیم یک دفعه این شخص رو کرد به مرحوم آقا و بالأخره سابقاً با هم خیلی آشنا بودند: آقای آقا سیّد محمّد حسین شما برای چی شما بلند شدی به مشهد آمدی؟ مگر تهران چی بود که شما بلند شدید مشهد آمدید؟ اینجا مگر چیست؟ ایشان گفتند که یک تأملی کردند یکی دو سه ثانیه بعد گفتند: بله برای کسی که فهم نداشته باشد - یک هم‌چنین چیزی اصلاً نسبت به آن شخص سابقه نداشته، - برای کسی که فهم نداشته باشد به مقام ولایت و مقام امام، بین مشهد و تهران فرق نمی‌کند ولی کسی که جوی از معرفت داشته باشد او می‌داند که یک لحظه در اینجا در خدمت حضرت بودن به تمام عمر انسان در سایر جاها برابری نخواهد کرد، آن رنگش سیاه شد و خودش البتّه تقریباً نیمچه سیاه بود و رنگش سیاه سیاه شد و سرش را انداخت پایین و آن هم جلوی مریدهایش. البتّه آدمی نبود که جواب ندهد ولی دید هوا پس است، اگر بخواهد جوابی بدهد این بار آقا می‌گویند: دیوانه! و اگر باز جواب بدهد می‌گویند: الاغ!! و آقا آقایی است که دارد انشاء می‌کند. یک دفعه خر شد و گوش درآورد! آخر از او می‌ترسد که یک باره جلوی مریدانش و آقا تصرفی کند و دراز بشود و بعد چانه بیاید جلو و تبدیل به چهاردست و پا بشود. لذا اکتفا کرد به اینکه سرش را بیندازد پایین. مرحوم آقا نسبت به مساله امامت و اینها خیلی حساس بودند، نسبت به حریم امام نسبت به هویت امام، نسبت به ماهیت امام، نسبت به لوازم و تبعات معرفت امام، نسبت به فرهنگ امام‌شناسی، ایشان خیلی حساس بودند.

/