اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت سر سپردگی به اولیاء خدا و پرداختن به خود (مشهد مقدس)

14٬176

مشهد : اهمیت سر سپردگی به اولیاء خدا و پرداختن به خود

اهمیت سر سپردگی به اولیاء خدا و پرداختن به خود (مشهد مقدس)

توضیحات:

مشهد : اهمیت سر سپردگی به اولیاء خدا و پرداختن به خود

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت سر سپردگی به اولیاء خدا و پرداختن به خود (مشهد مقدس)

9
  •  نباشی فایده ندارد، حالا الآن در این تُنگ آب است من برداشتم یك مقداری بیشتر از این آب در اینجا ریختم، چقدرش را خوردم؟ یك قُلپش را خوردم، تشنه نیستم، وقتی تشنه هستم آن‌وقت این لیوان را پر می‌كنم، وقتی تشنه نیستم همین‌طوری تفنّنی یك‌خرده می‌ریزیم در لیوان، حالا یك‌خرده نگاه می‌كنیم، لیوان را نگاه می‌كنیم ببینیم حالا كی تشنه‌مان می‌شود.

  •  باید اوّل تشنه شد، طلب در انسان پیدا شود، تشنگی پیدا شود، درد پیدا شود، آن‌وقت تا سراغ درمان می‌رود با تمام وجود می‌رود. وقتی‌كه رفت دید قلبش مریض است اگر گفت: آقا این‌قدر باید پول اكو بدهی برای قلبت، می‌گوید: می‌دهم. این‌قدر باید پول بدهی برای عكس‌برداری او می‌گوید: می‌دهم، این‌قدر باید پول بدهی برای تست ورزش می‌گوید: می‌دهم، این‌قدر باید پول بدهی برای ویزیت! می‌دهم، این‌قدر پول برای دوا باید بدهی! می‌دهم، این‌قدر پول برای بیمارستان باید بدهی! این‌قدر پول برای آنژیو باید بدهی! تا به بالا و بالاتر و ... همه را می‌گوید: می‌دهم! چرا؟ چون می‌بیند قضیه شوخی نیست، اگر یك‌جا بگوید من پول نمی‌دهم می‌گوید: نده خُب برو. چون مسئله شوخی نیست. می‌گوید: هرچه بگویی می‌دهم، اوّل از اكو گرفته و آزمایشات و هی برو بالا بالا بعد می‌گوید: كه آقا كم‌كم باید بستری شوی، می‌گوید: باشه بستری هم می‌شوم. چون مسئله جدی است می‌گوید: می‌دهم، اگر بگویند: آقا پول نداری خانه‌ات را بفروش می‌گوید: باشه خانه را می‌فروشم، من خانه را برای چه می‌خواهم، برای اینكه زندگی كنم وقتی بمیرم خانه را می‌خواهم چه‌كار؟ می‌گوید: آقا باید پول بدهید و بروید بای‌پس‌1 كنید، می‌گوید: باشه اشكال ندارد.

  •  یك روز با مرحوم‌آقا در طهران بودیم، دو نفر آمدند خدمت ایشان، كه یكیشان مقداری پهلوان هم بود. بعد از یك مدتّی من دیدم این قضیه را دیگر خیلی عادی گرفته، مسئله را خیلی عادی و رفت‌وآمد و ارتباط و همین‌قدر كه اینجا باشد دیگر روی هم رفته [بد] نیست، بعد هم دیگر رفت! یعنی دیگر از حد عادی هم یك مقداری خارج شد و دیگر رفت! یك روز با ایشان [مرحوم آقا] همدان بودیم من دیدم صحبت می‌كردند و منظورشان این شخص بود، می‌گفتند: بعضی‌ها كه اینجا می‌آیند فقط می‌آیند یك چرخشی بكنند، یك گشتی بزنند، وقتی دیدند كه به آنچه‌را كه مورد نظر است نمی‌رسند طبعاً می‌روند. بعد فرمودند كه: انسان نمی‌خواهد دیگر اصلًا یادی از آنها بكند، نمی‌خواهد یادی از آنها داشته باشد. همین یك چرخشی می‌آیند می‌زنند من فهمیدم منظورشان چیست، اسم نبردند ولی من متوجّه شدم فقط یك گردشی بكنند، یك چرخی بزنند و بعد هم بروند.

    1. فرهنگ معين، باى‌پس: نوعى عمل جراحى كه در آن براى تغيير مسير يكى از جريان‌هاى طبيعى بدن مجرايى فرعى در محل پيوند مى‌زنند.
/ 0