
شرط تأثیر ذکر و آداب قرائت دعا و مناجات
شرح ذکر یونسیّه و سیر تربیتی حضرت یونس
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تذکر میدهد که تند خواندن اذکار و ادعیه صحیح نیست و شرط تأثیر هر ذکر، قرار گرفتن نفْس در فضای آن ذکر است. سپس ایشان سفارشهای مرحوم حدّاد دربارۀ شرط قرائت ذکر یونسیّه را نقل میکند و با تحلیلی عمیق، گرفتاری حضرت یونس را ناشی از نگاه استقلالی او به مردم میداند، که با قطع تعلقات در دریا، به حقیقت توحید افعالی و نظام رحمت الهی پی برد و با بازگشت به میان قوم خود، به این حقیقت رسید که در نظام تربیتی پروردگار، میان مردم عادی و پیامبر تفاوتی نیست! ایشان در ادامه، با مقایسۀ حضرت یونس و پیامبر اکرم در نگرش توحیدی، «نگاه رحمانی» و «رسیدن حاکم به حقیقت توحید» را از مهمترین شروط نظام اسلامی برمیشمارد. در جمعبندی این بحث، بر قرائتِ با طمأنینۀ مناجاتها تأکید، و روش اولیاءالهی در قرائت مناجاتها بیان میگردد. در پایان نیز به دو سؤال دربارۀ «حقیقت صلوات» و «معنای لعن» پاسخ داده میشود.
شرط تأثیر ذکر و آداب قرائت دعا و مناجات
توضیحات:
در این جلسه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تذکر میدهد که تند خواندن اذکار و ادعیه صحیح نیست و شرط تأثیر هر ذکر، قرار گرفتن نفْس در فضای آن ذکر است. سپس ایشان سفارشهای مرحوم حدّاد دربارۀ شرط قرائت ذکر یونسیّه را نقل میکند و با تحلیلی عمیق، گرفتاری حضرت یونس را ناشی از نگاه استقلالی او به مردم میداند، که با قطع تعلقات در دریا، به حقیقت توحید افعالی و نظام رحمت الهی پی برد و با بازگشت به میان قوم خود، به این حقیقت رسید که در نظام تربیتی پروردگار، میان مردم عادی و پیامبر تفاوتی نیست! ایشان در ادامه، با مقایسۀ حضرت یونس و پیامبر اکرم در نگرش توحیدی، «نگاه رحمانی» و «رسیدن حاکم به حقیقت توحید» را از مهمترین شروط نظام اسلامی برمیشمارد. در جمعبندی این بحث، بر قرائتِ با طمأنینۀ مناجاتها تأکید، و روش اولیاءالهی در قرائت مناجاتها بیان میگردد. در پایان نیز به دو سؤال دربارۀ «حقیقت صلوات» و «معنای لعن» پاسخ داده میشود.
شرط تأثیر ذکر و آداب قرائت دعا و مناجات
11مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] میفرمودند: «حاکم اسلام باید به این نقطه و این حقیقت رسیده باشد، و بعد بشود حاکم اسلام!»
بازگشت حضرت یونس و پی بردن به بینیازی نظام تربیت از پیامبر
حضرت یونس که به اینجا رسید، خدا میگوید: «حالا وقتش است که بروی در میان مردم.» در میان مردم آمد و خیال میکرد دوباره همۀ اینها کافرند. نگاه کرد دید ای بابا! همه مسلمان شدهاند! خدا گفت: «هان! این چشمۀ دوّم! بدون وجود تو ما میتوانیم [آنها را] مسلمان کنیم! خیال نکن [مؤثر] تویی! تو یکی از وسائل هستی! تو که اینها را مسلمان نکردی؛ مسلماناند دیگر! خب که این مردم را مسلمان کرد؟! خودشان شدند دیگر! تو که رفتی در دریا ذکر یونسیّه میگفتی! که این مردم را مسلمان کرد؟! همان عالِمی که جریانش را همه میدانید.
پس برای مسلمان کردن و مؤمن کردن، ما نیازی به تو نداریم. اگر آن بالا یک تقّوتوقّی پیدا شود، همه مسلماناند! یک بادی بیاید و یک چیزی بشود و مردم همینقدر بفهمند که مسئله غیبی است، تسلیم شدهاند! لذا آمد دید «بَه! نه چَک زدیم نه چونه، عروس اومد به خونه!» دید همۀ خلقالله، مسلمان و مؤمن [شدهاند] و دارند نماز میخوانند! چه کار[هایی] میکنند! چه شد؟! چه شد؟! [گفتند:] «برو بابا! تو رفتی قهر کردی و ما این کار را کردیم و این کار کردیم.» خب اینها همه درس است.
تفاوت نداشتن انبیا با مردم عادی در نظام توحید
رفقا! به شما بگویم که در نظام توحید، بین پیغمبر و بین یک آدم معمولی تفاوتی نیست! هیچ تفاوت نیست؛ چون همهچیز به «او» مربوط است. در نظام توحید بین پیغمبر (رسول خدا) و یک آدم عادی هیچ فرقی نیست! رسول خدا که شد رسول خدا، ظهور خداست؛ از خود چیزی ندارد و صفر است. ما از خدا میگیریم، به پیغمبر میچسبانیم! این میشود شرک! و اینها آمدهاند تا شرک را برطرف کنند و بگویند: «نه آقاجان!» ما از خدا میگیریم به امیرالمؤمنین میچسبانیم [و میگوییم]: «امیرالمؤمنین، اوه! درِ خیبر را کَند!» خب امیرالمؤمنین با یک آدم عادی که فرق نمیکند؛ چطور میتواند [چنین کاری بکند]؟! هزارتا آدم عادی هم نمیتواند درِ خیبر را بکَند، چطور امیرالمؤمنین [آن را ]کَند؟! خب [این قضیه را] بزن به آنطرف [و به خدا نسبت بده]، چرا میزنی به اینطرف [و به خودِ امیرالمؤمنین نسبت میدهی]؟!
