اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

میزان تشخیص حق از باطل

14٬005

اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -

میزان تشخیص حق از باطل

توضیحات:

اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

میزان تشخیص حق از باطل

14
  • برای مکتب اهل‌بیت، مهم پرداختن به ماهیّات قضایا و ماهیّات جریاناتی است که در آنجا [انسان] می‌ماند [چه کار کند]. این یک مسئله‌ای است که باید به آن رسید و به آن دقّت کرد.

  • مطلب دیگری که انسان باید به آن توجّه داشته باشد، این است که در مطالبی که اتّفاق می‌افتد، انسان باید همیشه بهترین راه و بهترین طریق را برای برخورد با آن قضیّه در پیش بگیرد. و این نگاه کردن به حقایق، به واقع است. وقتی که یک دشمن دشمن مسلح [مانند] یک دزد می‌آید در منزل، شما نمی‌توانید بروید و گریبانش را بگیرید و سرش را به دیوار بکوبید؛ [چون] در دستش اسلحه است و اگر شما بخواهید این عمل را انجام بدهید، او نه‌تنها به مقصد خود خواهد رسید، بلکه شما هم از بین رفته‌اید. هم شما را از بین برده و هم به مقصدش خواهد رسید.

  • پس حالا که این‌طور است، نگذارید شما را از بین ببرد. بگذارید او به مقصدش برسد. خب پولی را که می‌خواهد، بردارد ببرد. یک دفعه ما یک جایی (در بعضی از همین‌کشورها، خارج و اینها) رفته بودیم. بعد آنها به‌خاطر ناامنی و اینها مسلح بودند. هنوز خیلی از این نگهبان و سگ و اینها زیاد داشتند. یک روز گفتم: «شما چرا این‌قدر سگ و نگهبان دارید؟» گفتند: «اینجا ناامنی است.» به من گفت: «چندی پیش ما این نگهبانانمان کم بود؛ یک شب دزدها آمدند منزل ما. پول هم نمی‌خواستند؛ صاف گفتند که: ”آقا، اسلحه داری بده!“ می‌دانستند که اینها مسلح هستند. [با خود] گفتم [اگر بگویم] که ندارم، صاف می‌زند توی کله‌ات. گفتم: ”بیا!“ درِ قفسه را باز کردم و گفتم: ”بیا این اسلحه؛ بردارید، ببرید.“ آن هم برداشت و تشکّر هم کرد و خداحافظی کرد و رفت.» خب حالا اگر [صاحب منزل] این کار را نمی‌کرد، [دزد] چه می‌کرد؟ هم او را می‌کشت هم زنش را و هم بچّه‌اش و هم اسلحه را برمی‌داشت و می‌برد! خب [ایشان] کار عقلایی کرده؛ گفته: «بیا آقا، اگر اسلحه [می‌خواهی، بفرما!].» [صاحب منزل می‌گفت]: «پول هم حتّی برنداشتند (پول هم بود اتفاقاً). گفتند: ”پول نمی‌خواهیم؛ ما فقط اسلحه می‌خواهیم.“» دزدهای گروهی بودند دیگر؛ یعنی آنجا فریقی بودند و چه‌چه بودند. می‌گفت: «آمدیم دیگر این کار را کردیم.» 

/ 260