اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
توضیحات:
اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
18قضایا و حوادثی که پیدا میشود، این حوادث را در چهارچوب خودش (همانطوریکه هست) باید ارائه داد. ما از جایی دیگر نباید کمک بگیریم؛ عاشورا مال عاشوراست. امروز یزید خیلی زیاد است، سنانبنانس خیلی زیاد است، شمر خیلی زیاد است. بله، در مرتبه شقاوت، تمام اینهایی که دارند الآن آن جنایات را انجام میدهند که هستند؟ همین یزید و سنان و شمر و اینها هستند. منتهی آن شمر، آن صورت داشت؛ الآن صورتش فرق میکند. آن موقع اسلحه جور دیگری بود، الآن فرق میکند. در این مسئله شکی نیست که در مرتبه شقاوت اشکال ندارد. شقی همیشه بوده و همیشه خواهد بود.
ولی در قضیّه عاشورا که فقط شمر و یزید نبود. این طرف قضیّه، امام حسین وحضرت ابوالفضل بود. اگر فقط در مسئله عاشورا ما عمرسعد و یزید و سنان داشتیم، خب الآن عاشورا هر روز بود. ولی ما در قضیّه عاشورا، یک طرف مسئلهمان سنان بود و خولی بود و شمر و اینها بودند در مرتبه شقاوت؛ الآن هم هستند. الآن هم همانها هستند؛ همین صدامی که کذا و کذا واقعاً این صدام از شمر قساوتش کمتر بود؟ جلویش سر شیعهها را میبریدند و این سیگار برگش را گذاشته بود [بر] لبش! هه هه هه! خب اگر این [صدام] روز عاشورا بود، چهکار میکرد؟ خب همین [صدام] سر امام حسین را زودتر از شمر میبرید. قطعاً این صدامی که رفت، اگر از شمر قسیالقلبتر نبود، پایین تر نبود. همین جناب! یک چیز عجیبی بود! یعنی یک جانوری که [تعجب میکنید]. صد [نفر را] میآوردند برایش، میگفتند: «این صد [نفر] را همه را ذبحش کنید!» ذبح میکردند و این هم داشت سیگار میکشید و نگاه میکرد! [میگفت]: «صد [نفر] دیگر بیاورید! نه، سیصد [نفر دیگر بیاورید و ذبح] بکنید! تا یک خرده اوضاع بهتر بشود! مطمئن بشویم که دیگر قضیّه [طوری که میخواهیم پیش میرود]!» یعنی یک چنین جانوری بود! این طوری بود قضیّه. خیلی خوب، پس الآن ما شمر داریم؛ نه این که نداریم؛ همه جا هم داریم؛ در هر کشوری آنقدر شمرها هستند، این قدر خولیها هستند، این قدر یزیدها هستند، ولی امامحسین چندتا داریم؟ حضرتابالفضل چندتا داریم؟ حضرتعلیاکبر چندتا داریم؟ که اگر امامت به علیبنالحسین نمیرسید به حضرتعلیاکبر میرسید؛ یعنی تالی تلو بود. منتهی آن یک درجه بالاتر. چندتا [حضرتعلی اکبر] داریم؟ خب بیاییم دیگر. بیاییم دیگر [ببینیم]. این چیزی نیست که بخواهد آن را [ در] صندوق قائم کرد. بالأخره افراد بیایند؛ آنها که میگویند: «ما قابلیّت داریم! ما حضرتعلیاکبر بشویم!» بیاییم با آنها صحبت کنیم، نگاه کنیم، استفاده کنیم از بهائشان. آنهایی که قابلیّت دارند بیایند بگویند.

