اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
توضیحات:
اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
19آن آقایی که در مشهد قبل از نماز جمعه سخنرانی کرد و [البته] خدا او را بیامرزد؛ آدم خوبی بود، ولی خب بالاخره [این حرفش باطل بود]، میگفت: «ای حسین! اگر تو یک علیاکبر داشتی، ما هزاران علیاکبر داریم. اگر تو یک حبیببنمظاهر داشتی، ما هزاران حبیب داریم!» من خودم از ایشان شنیدم. فوت کردند؛ البتّه خب [او را] کشتند؛ مرحوم رجایی. خب ناشی از جهالتش بوده است. ما نمیگوییم ایشان [مرد خوبی نبود]؛ مرد خوبی بوده. ولی خب، حرف، حرف باطل [است]، حرف باطل است. خب جناب آقای شهید رجایی خدا رحمتت کند؛ شما میگویید: «اگر تو یک علیاکبر داشتی، ما هزاران علیاکبر داریم!» آن هزاران [بماند سر جایش]؛ شما یکی [از آنها] را بردار بیاور، تا من بگویم علیاکبر که [چه کسی] بود! و این یکی از این هزارتای تو که [چه کسی] است. بله، جوانهای صاف بودند، پاک بودند، بنده هم میشناختم آنها را و بسیاری را هم نمیشناختم. بودهاند؛ در این شکی نیست، ولی آیا حضرت علیاکبر شد؟
اگر یک مرجع تقلیدی مثل مرحوم آقای بروجردی بیاید؛ با آن علمیّت و با آن صداقت و با آن خلوص و اینها، آیا ما میتوانیم کسی دیگری را از افرادی که فرض کنید دارد لمعه میخواند، بگوییم [که] ایشان هم چون سیّد است، چون ریشش هم سفید، چون عینک اینطوری هم میزند، این هم چون مثل آقاست، پس میشود از او تقلید کرد! صحیح است؟! یا نه؟!
اگر یک کسی مثل میرزای شیرازی بود (در آن زمان)، با آن قداست، با آن علم، با آن فلان، آیا الآن هم میتوانیم بگوییم این میرزای شیرازی است؟! خب بفرما! میرزای شیرازی علم داشت؛ تو هم علمت را ببینیم! میرزای شیرازی کیاست داشت؛ کیاست تو را هم ببینیم! میرزای شیرازی معنویّت و روحانیّت و کشف بعضی از مطالب داشت؛ مال تو را هم ببینیم! خب همینطوری ننشینیم بگوییم. خب بالأخره یک چیزی باشد دیگر. ما هم همینطوری بیاییم ببینیم، اشکال ندارد.

