
شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام
اسفار 778 : شیعه امیرالمؤمنین پیرو حق و کلام معصوم علیه السلام -
شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام
توضیحات:
اسفار 778 : شیعه امیرالمؤمنین پیرو حق و کلام معصوم علیه السلام -
شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام
12در زمان سابق یک جریانی پیش آمده بود. مرحوم آقا میفرمودند: «این جریان، جریانی بود که همه خودشان را چیز [...] کنند.» در این جریان، فقط چند نفر ماندند [که] دستشان را اینجوری [...] کردند. [فقط] چند نفر ماندند دستشان را این جوری [...] کردند! و [در بین اینها نیز] کسانی هم بودند، که فکرشان یک جای دیگر بود. [میگفتند]: «آخ، خوب است اینطوری بشود!» تو که اینجایی! دیگر برای چه میگویی: «خوب است اینطوری بشود؟!» تو که اینجایی! اگر اینجایی، پس برای چه میگویی: «خوب است اینطوری [بشود]؟ آخ، خوب است آن طوری بشود! آخ، فردا آنطوری بشود! چهچه بشود؟» ظاهرش اینجاست؛ پشت حضرت بندگان هم نماز میخواند؛ پشت حضرت آقا هم مینشیند نماز میخواند. فکر کجاست؟ [وقتی اینجایی] چه میخواهد بشود [چیست]؟ [به] تو چه چه میخواهد بشود؟! خب یک دفعه بلند شو برو خیالت را راحت کن دیگر. تو که فکرت جای دیگر است، پس چرا بدنت را اینجا نگه داشتی؟ [میگوید]: «خب حالا باز حتّی این قدرش هم غنیمت است.» اقلا [اینها] مثل بقیّه نبودند که رفتند و بعد آمدند به مسخره کردن و استهزاء کردن شروع کردند [و گفتند]: «سلوک این نیست که آدم بنشیند در یکجا و نگاه کند و ببیند دیگران میروند و چه میکنند [شهید میشوند].» از این کارها کردند. حالا نمیدانم این کسان [افراد] حالا پشیمان شدند یا نه؟ ولی بالاخره از این حرفها بوده. همۀ این مطالب را آن موقع ما شنیدیم. توجّه میکنید؟ این بزرگان هم همینطوری گوش میدادند. کاری نداشتند. [میگفتند]: «بکن! گوش میدهیم.»
تا کِی ما برای شما صحبت بکنیم؟! زبان حال آن بزرگان را دارم میگویم ها! تا کِی برای شما دائما در جلسات یک ساعت دو ساعت حرف بزنیم؟! تا کِی مطالب را برسانیم؟! یک امتحان پیش آمد، این جور [شد] این جور! این نتیجۀ همۀ آن صحبتها و جلسات شبهای سهشنبه و صبحهای جمعه و عصرهای جمعه و خصوصی و غیر خصوصی و منبر و ... [شد].
