
شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام
اسفار 778 : شیعه امیرالمؤمنین پیرو حق و کلام معصوم علیه السلام -
شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام
توضیحات:
اسفار 778 : شیعه امیرالمؤمنین پیرو حق و کلام معصوم علیه السلام -
شیعۀ واقعی یعنی پیرو حق و کلام معصوم علیهالسلام
16بنابراین، آنچه که امروز خدمت رفقا عرض کردیم و مقداری هم طول کشید و البتّه که [این] مطالب را همه می دانند و فقط به عنوان [یک یادآوری خدمت رفقا عرض گردید]. [خلاصۀ] مطالب این است که انسان در بحثها و مطالعات خودش [باید یک چیز] را اصل قرار بدهد [و] آن فقط و فقط عبارت است از رسیدن به کلام معصوم [علیهالسلام].
این مهم است که [وقتی] شما به کلام معصوم میرسید [هرگاه] میبینید این کلام معصوم دارد به بعضی از مسائل سرایت میکند، مبادا یک وقت دستتان بلغزد! مبادا یک وقت پایتان بلرزد! مبادا یک وقت در تفکّر عقب نشینی کنید و بگویید که: «نه، حالا مثلاً به یک جوری [حل میکنیم].» نه آقا! وقتی که متعهّد شدید، تا آخرش باید بایستید و الاّ به نتیجه نمیرسید؛ سی درصد میرسید، چهل درصد میرسید، پنجاه درصد میرسید. اگر میخواهید به آن واقع و حقّ مطلب برسید، دیگر خط قرمز نباید جلو پایتان بگذارید. خط قرمزی برای طلبه وجود ندارد. خط قرمزی برای بحث وجود ندارد. هیچ خط قرمزی وجود ندارد.
امّا اگر نه، ما بیاییم مطالب را یک خرده ملاحظه و این طرف و آن طرف کنیم، آن دیگر معلوم نیست چه آش شله قلم کاری از کار درمیآید! و نسبت به رسیدن به مطلب، طبعاً فاصله پیدا خواهد شد.
إنشاءالله که امیدواریم که خداوند دست ما را بگیرد؛ هم در فکر و هم در فهم مطالب و بعد از فهمیدن مطالب، عمل به مسائل و آن اهتمامی که لازمهاش است که انسان به آن اهتمام برسد.
این راه را بزرگان رفتهاند. خیال نکنیم که فقط اختصاص به الآن و این موقع و این زمان دارد؛ در هر زمانی بوده است. در هر زمانی حوزههای مختلف بودهاند؛ جمعیّت هم داشتهاند، مشتری هم داشتهاند و برای خودشان بیا و برو داشتهاند. امّا در کنارش میبینیم یک چند نفری بودند [که متفاوت بودند]؛ آنها هم همین درسها را داشتند، ولی شکل و نوعش فرق میکرد. در همان حوزه نجف کذایی، مرحوم آقا سید احمد کربلایی هم درس میداد؛ در همان حوزه با آن حال و هوا مرحوم قاضی هم درس میداد؛ در همان حال و هوا مرحوم آخوند [ملا حسینقلی] هم درس میداد. آخوند ملا حسینقلی هم حوزه داشت؛ عدّۀ خاصّی [شاگرد] داشت. تقریراتش هم الآن هست؛ یعنی بعضی تقریرات ایشان منتشر شده؛ «صلاة» بود یا چه بود؛ [تقریراتش] را من دیده بودم. توجّه کردید؟! آنها هم [این مباحث را] داشتند، ولی آن از چه بابی شروع میکرد؛ در چه حال و هوایی شروع میکرد؛ ورود و خروجش نسبت به مطلب چه بود؛ خب آن دیگر مسئلۀ خاص خودش را داشت.
