
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
توضیحات:
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
13او در روز روشن و جلوی بابام میگوید: «نظر شما این است!» ایشان اینطوری عصبانی میشوند؛ گفتند: «غلط کرده گفته که [نظر من این است]!» حالا [که] دیگر آقا رفته [فوت کرده] و دستش هم از دنیا کوتاه شده [بدتر]! «از حضرت آقا شنیدم! [نظر] مرحوم آقا اینطور بود؛ با آقا سؤال میکردیم!» دیگر بیا و کلیلهها و دمنههایی را بده بیرون! برای اینکه چه؟ برای اینکه بیاید یک دروغ بماسد! بابا! دروغ است؛ به خدا، به پیغمبر، به این حضرت معصومه [سوگند]، دروغ است! والله ما با کسی دشمنی نداریم؛ من نمیفهمم. من دشمنی ندارم بیایم خلافش را بگوییم؛ اگر قرار بود [یکی این حرفها را بشنوند]، خب من پسر دوّم آقا هستم؛ من اُولی هستم به اینکه مطالب را بدانم.
سلام علیکم و رحمة الله.
دیگر حالا إنشاءالله تتمهاش برای فردا.
و این یکی از مواردی است که اصلاً خدا این قضیّه امیرالمؤمنین را پیش آورده، برای اینکه اهل معنا بفهمند.
یک دفعه از مرحوم آقا شنیدم که ایشان فرمودند: «[این] یکی از اسرار ولایت است که در اینجا افشا شده است؛ [البته] چند جا افشا شده است و منتهی اهل معنا باید بگیرند و مسئله را بفهمند.»
ما چنین قضیّهای [را] در کدام یک از اصحاب پیغمبر و افراد دیگر سراغ داریم؟! (به چنین نحوی؟!) اگر هم مثلاً نسبت به سلمان بوده، آنها صدایش را درنمیآوردند؛ بهخاطر اینکه ولایت حفظ بشود، آنها صدایش را درنمیآوردند.
اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
