
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
توضیحات:
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
8تلمیذ: آیا در قضیّه مجنون داریم که وقتی فَصّاد میخواست مجنون را فَصد کند، میترسید که او [لیلی] را درد بگیرد؟ یا قضیّه اویس آن اتّحاد نفسانی است که تأثیر می گذارد یا چیز دیگری است؟
استاد: نه این [گونه] نیست! این اویس واقعاً خودش را با پیغمبر یکی میدید؛ نهاینکه این اثر احساس کند؛ روی او هم اثر گذاشته. [این طور نیست که] حالا این که اثر گذاشته، این که دردش آمده، پس این منتقل میشود بر او! نه، یک واقعیت و یک حقیقت میآید؛ یک سنگ میآید؛ این سنگ باید به این وضعیت و به این تشخص اصابت کند، منتهی چون پیغمبر در اُحُد است، میخورد به پیغمبر؛ چون اویس در یمن است، میخورد به او در یمن، درست شد؟! یکی است و دو صورت دارد؛ این صورتش بهواسطۀ زید بن کذا به پیغمبر میخورد؛ او بهواسطۀ یکی [دیگر]؛ [مثلاً] فرض کنید حالا [یک کسی میخواست] یک سنگی از یک جا پرت کند [مثلاً] میخواست بزند به کلاغ یا به خرمایی چیزی بیفتد؛ اتفاقاً اویس هم داشته از آنجا رد میشده، خورده به او. یک واقعیت میآید به دو مصداق و به دو صورت و به دو شکل؛ درحالتیکه اصل یکی است و به هر دو میخورد، این مسئله اتّحاد است.
تلمیذ: در واقع دو تا سنگ است که به دو ماده اصابت کرده است؟
جواب: ببینید این اتّحادی که وجود دارد، باعث میشود آن تقدیر و مشیّت خدا نسبت به این هم واحد بشود. از آنجایی که این افراد خودشان دو ماده دارند، یک ماده در اُحد است، یک ماده در یمن است؛ این تقدیر واحد چگونه در خارج شکل پیدا میکند؟ آن تقدیر میآید توسّط یک نفر از مشرکین تحقق پیدا میکند؛ همان تقدیر میآید توسّط یک نفر یا یک بچه در یمن تحقق پیدا میکند. یک واقعیت است، منتهی از باب اینکه ماده دوتا است، به دو ماده و به دو ظهور تبدیل میشود. یک امر است، مثل اینکه فرض کنید، چطور یک امرِ هلاکت بر قوم عاد میآید؟ سه تا هلاکت که نیست؛ یک تقدیر است که بر همه باید این تقدیر نقش پیدا کند. منتهی اینکه هلاکت پایین میآید؛ هم به این میخورد، هم به این، هم به این. ده تا نیست؛ یکی است. یک مشیت است که باید بیاید همۀ این جمع را بگیرد.
