
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
13امام صادق علیه السّلام چرا با محمّد و ابراهیم فرزندان عبدالله محض بیعت نمیکند؟ چون از نیّات خبر دارد، ما اگر آن موقع بودیم میگفتیم: «ای آقا! گرفتید نشستید، این منصور دوانقی، این هم پسران بنیالحسن، برنامه هم برنامۀ قیام پس چرا گرفتید نشستید؟» مردم میبیینند اینها بنی الحسن هستند اینها اولاد پیغمبرند، آنطرف قضیّه هم غاصب است منصور است خلفای غاصب عبّاسی هستند [پس] جلو میروند ؛ امام صادق چهکار میکند؟ آن نیّت را خبر دارد میگوید:
«حکومت به دست این عبا زرده میافتد به دست شما نمیافتد بیخود دنبالش نروید.»
چرا؟ چون من امام هستم از غیب خبر دارم.
امروزه که الحمدللّه میگویند: «امام [علم] غیب ندارد!» راحت خلاص، آن یکی میگوید: «حرف امام حجّیت ندارد، از حجّیت ساقط است!» دیگر آدم نمیداند به اینها بخندد یا گریه کند، حرف امام از حجّیت ساقط است امام علم غیب ندارد، آقای دیگر هم میگوید: «امام عصمت ندارد!» هر روز یک چیزی الحمدللّه در میآید، یک روز یکی زیارت ناحیه را واهیه میشمارد، دیگری زیارت عاشورا را رد میکند، آن یکی زیارت جامعه را میگوید: «برای غالیان از تشیّع است!» اینها همه بهخاطر چیست؟ بهخاطر این است که نرفتند یک مقداری سواد زیاد کنند.
امام میگوید: من امام هستم و قضیّه را میبینم، آن تقدیر و مشیّت خدا را تو نمیبینی [ولی] من میبینم، گوش نمیدهی حالا [نتیجه را] بگیر؛ بعد شروع میکنند امام را تهدید کردن، رسیدن به مقام وسیله میخواهد، وسیله چیست؟ باید از امام عبور کند، میروند سراغ امام: «بیعت میکنید یا نه؟ اگر بیعت نکنید فردا تو را میکشیم.» همینطوری مردم حرف ما را قبول نمیکنند، ولی اگر ببینند جعفر بن محمّد آمد با ما بیعت کرد میگویند: «عجب جعفر بن محمد بیعت کرده است»، مسئله در اینجا [مهم است و در نتیجه] آنها هم میآیند.
امام صادق متعهّد جان مردم است، نمیتواند بیعت کند، امامصادق متولّی بر دین و خون و دماء و اعراض مردم است نمیتواند بیعت کند. مسئله مسئلۀ خود امام صادق نبود، خود امام صادق را [منصور دوانیقی] زهر دادند و کشتند. بیعت امام صادق با اینها یعنی سفک دماء، یعنی هتک اعراض، یعنی تسلط افراد غیرمتأهّل برای منصب خلافت، معنایش این است و امام صادق این کار را نمیتواند بکند، [لذا میگویند:]
