
بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی
فرق بین دموکراسی غربی و آزادی مشروع
1ـ آزادی بی قید و شرط و تأثیر آن بر امنیت جامعه 2ـ اخلال در امنیت جامعه و حکم اسلام درباره آن 3ـ فرق بین دمکراسی غربی و آزادی مشروع 4ـ اتفاقات چهارشنبه سوری و بعضی از مسابقات ورزشی مصداق اخلال در امنیت جامعه 5ـ وظایف حکومت در تربیت فرهنگی جامعه 6ـ استفاده از نام ائمه در مسابقات ورزشی
بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی
توضیحات:
1ـ آزادی بی قید و شرط و تأثیر آن بر امنیت جامعه 2ـ اخلال در امنیت جامعه و حکم اسلام درباره آن 3ـ فرق بین دمکراسی غربی و آزادی مشروع 4ـ اتفاقات چهارشنبه سوری و بعضی از مسابقات ورزشی مصداق اخلال در امنیت جامعه 5ـ وظایف حکومت در تربیت فرهنگی جامعه 6ـ استفاده از نام ائمه در مسابقات ورزشی
بررسی مساله آزادی و دموکراسی غربی
14این همه خرجهایی که دارد از پول این مردم میشود [درست نیست]. پولهایی که باید صرف فقرا و اینها بشود، دارد صرف چه چیزهایی میشود. فوتبال یک چیزی است که در زندگی انسان و در بهبود انسان هیچ نقشی ندارد؛ صرف یک هنری است که هنر، هنر بیمحتواست.
حالا فرض کنید یک جامعه در یک فوتبال نباشد چه میشود؟ طوری نمیشود. مگر من فوتبال بازی کردهام؟ آن موقعهای جوانتریهایمان - البتّه نمیگویم پیر شدم - آن موقع بازی میکردیم. اما الآن حالش را نداریم. الآن حال پیادهروی را هم نداریم. بعضی میآیند درب خانهمان و قول هم دادیم، میگویم: «میشود بگذارید فردا یا پسفردا یا یک وقت دیگر؟»
این مطلب که میفرمایید، در یک چنین چیزی درست. اولا زورخانههای سابق را نگاه بکنید اسم علی علیه السّلام بود. به اسم علی علیه السّلام میرفتند داخل گود و خب چه اشکال دارد؟ اصل ورزشی که مفید است و صحیح است و به درد سلامتی میخورد و انسان با این به یاد ائمه باشد و در مسابقهاش هم همینطور که انسان واقعاً از اینها استمداد کند. ولی اینطور نباشد که تصور باشد که حتماً باید انجام بشود. چون مصالح را آنها میدانند ولی نسبت به مسائل [و] چیزهایی که شما میگویید (چیزهای بیخود) نه، هیچوجهی ندارد.
تلمیذ: در مکّه که مشرف بودیم، در خود مسجدالحرام، خانمهای ایرانی با وضع بد حجاب وارد میشدند... .
استاد: پسرهایش هم همینطور؛ پسرهای جوان [با] آسیتنهای کوتاه و... . چندمرتبه من خودم برخورد کردم. در نمازجمعهشان در مدینه آبروی ما را ریخت! میگفت: «ایرانیها دقت کنند نسبت به مسائل اخلاقی!» گفتم: «بهبه، ...» خب هست دیگر؛ داریم میبینیم دیگر.
تلمیذ: آرایش
استاد: آن قضیّه آن سال (سوت کشیدن اول نوروز)، خیلی عادی بود! سوت کشیدند و دست میزدند (در مسجدالحرام!) بعد آنها گفتند: «این کار مجوس است!» بعد همانجا رفتند یک دوربین آوردند با یک نفر مصاحبه کردند [و چیزهایی را پخش کردند].
