اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

رهایی از اشتغال خیال و توجه به حقیقت نفْس

14٬281

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

توضیحات:

راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیت‌الله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره می‌کنند که بسیاری از گرفتاری‌های انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوت‌های ذهنی و نسبت دادن کاستی‌ها به اطرافیان ناشی می‌شود. در این بیان، تأکید می‌شود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بی‌ثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افق‌های کلی‌تر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان

10
  • [می‌فرماید:] «آفرین بر نظرِ پاکِ‌خطاپوشش باد!» عجیب است! نمی‌گوید «خطایی وجود ندارد»؛ می‌گوید «خطاپوش» خب خطایی پس هست؛ منتها آن خطا را می‌پوشاند. اگر خطا نباشد، برای چه می‌خواهد بپوشاند؟! این پوشش برای چیست؟ شعر [مصرعِ] اولش می‌گوید: «پیر ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت!» اوّل به‌جهت تکوینِ مسئله دارد نگاه می‌کند که: لا مؤثّرَ فی الوجودِ إلّا الله. لازمۀ وحدت و توحید افعالی و لازمۀ توحید صفاتی [این است]. توحید اسمائی و اینها به‌جای خود؛ لازمۀ همین توحید افعالی، این مصرعِ اوّل است که می‌گوید: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت». کلّما فی الوجود یَستَنِدُ إلی اللهِ تعالیٰ؛ [یا:] لا مؤثر فی الوجود إلّا الله؛ [یا:] ﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَهُ﴾.1 این برای مصرع اوّل است.

  • بعد به مصرع دوّم می‌رسد: خب بالأخره این خطاهایی را که در این دنیا می‌بینیم، چه‌کارش کنیم؟ بالأخره خطا و خلاف و دعوا و بر سرِ هم زدن‌ها [را] می‌بینیم؛ اینها را چه‌کار کنیم؟ اینها را هم می‌آییم می‌پوشانیم! اینها را هم می‌آییم و در آن جنبۀ واقع [لحاظ می‌کنیم]. (نه جنبۀ تکلیف ظاهر. در جنبۀ تکلیف ظاهر، باید همه‌چیز روی حساب باشد. متعدّی باید ادب بشود؛ شخصی که ظلم کرده باید به [جزایش] برسد و کوتاهی در این قضیّه، مسئولیّت دارد. این جنبۀ ظاهر مسئله است.) او می‌گوید [که] آن جنبۀ تکوین را درست کن؛ آن جنبۀ قلب و دلت و آن باطن مسئله را درست کن. آن که تو به آن نیاز داری، برو دنبالش ببین چیست! نه اینکه دائماً نگاه کنی این خلاف کرده، آن خلاف کرده.

  • آنی که در دلت می‌گذرد [باید] همانی [باشد] که همۀ امور را مستند به خدا بدانی و طبق آنچه را که برای تو تکلیف کرده‌اند، حرکت کنی. بنشینی دائماً بر سرت بزنی: «چرا این...؟ چرا آن...؟» تو را بازمی‌دارد. دائم بنشینی بگویی: «آی چرا اینجا زلزله آمد؟ چرا بچۀ‌شیرخواره زیر [آوارِ] زلزله رفت؟ چرا آنجا طوفان درگرفت و همۀ افراد را با خودش به دریا برد؟» تو را از حرکت بازمی‌دارد. این «چرا»ها باعث توقف تو خواهد شد. صلاح خدا بر این بوده، آمده طوفان زده؛ حالا هر کاری [سببش بوده تفاوتی نمی‌کند]؛ [حال آن مردم مصیبت‌زده] گناه کردند [یا] نکردند، [خدا] خودش می‌داند. ما که از صلاح [خدا] اطلاع نداریم.

    1. سورۀ انسان، آیۀ 30
/ 260