
راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان
رهایی از اشتغال خیال و توجه به حقیقت نفْس
راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیتالله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره میکنند که بسیاری از گرفتاریهای انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوتهای ذهنی و نسبت دادن کاستیها به اطرافیان ناشی میشود. در این بیان، تأکید میشود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بیثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افقهای کلیتر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم میسازد.
راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان
توضیحات:
راه خروج از جزئیت به کلیت یکی از مباحث اساسی در سیر انسان به سوی کمال است. آیتالله حاج سید محمدمحسن طهرانی در این سخنرانی با تبیین جایگاه خیال و آثار اشتغال ذهن به امور جزئی، به این حقیقت اشاره میکنند که بسیاری از گرفتاریهای انسان از توجه بیش از حد به رفتار دیگران، قضاوتهای ذهنی و نسبت دادن کاستیها به اطرافیان ناشی میشود. در این بیان، تأکید میشود که سالک راه خدا باید با حفظ آرامش خیال و پرهیز از ورود به حواشی و جزئیات بیثمر، توجه خود را متوجه حقیقت نفْس و مسیر حرکت خویش سازد. عبور از عالم جزئیات و توجه به افقهای کلیتر معرفت، زمینه رشد معنوی، صفای باطن و استقرار در مسیر صحیح سلوک الهی را فراهم میسازد.
راه خروج از جزئیت به کلیت در سیر انسان
7ببینید، یک جریان دارد انجام میشود و آن حرکت در نفْس، یا حرکت در [مسیر] رضای الهی است؛ حالا اسم [مسیر] رضای الهی را ما «حرکتِ مخالفِ نفْس» [یا] «حرکت بهسمت کلیّت» [یا] «حرکت بهسمت تجرّد و توحید» میگذاریم؛ هرچه میخواهید اسم بگذارید. یک حرکت و ریل هم برای نفْس است. این ریل هم ایستگاه دارد: ایستگاه اوّل، دوم، سوم... . هرکدام از اینها [مربوط به یک مسئله است]؛ یک ایستگاه، ایستگاهِ مُرید است؛ یک ایستگاه، ایستگاهِ شئونات است؛ یک ایستگاه، ایستگاه منافعِ مادی است؛ یک ایستگاه، ایستگاه منافع شخصیّت [است]. هرکدام ایستگاههایی [است] که همینطور یکییکی این قطار دارد حرکت میکند و روی این ریل میرود.
یک خط هم از آن طرف [بهطرفِ مخالف] میرود؛ این [ریلِ اول] از اینطرف است، آن [ریلِ دوم] از آنطرف. [در مسیرِ ریل دوم،] یک ایستگاه ایستگاهِ محبت است؛ یک ایستگاه، ایستگاهِ گذشت است؛ یک ایستگاه، ایستگاهِ ایثار است؛ یک ایستگاه، ایستگاهِ واقع را نشان دادن است؛ یک ایستگاه، ایستگاه عبور از مَنْویّات است؛ یک ایستگاه، ایستگاهِ ترجیح و برتری [دادن حق] است. هرکدام از این ایستگاهها [در ریل دوم] آثار خودش را دارد؛ آن [ایستگاههای ریل اول] هم آثار خودش را دارد؛ این شرایط خودش را دارد، آن هم شرایط خودش را دارد. ما [باید] ببینیم ریلمان را در کدام طرف قرار دادهایم؛ این قطارمان را در کدام سمت قرار دادهایم؟
در احوالات و ارتباطات و مسائل بزرگان وقتی نگاه میکنیم، میبینیم ریل را آن طرف قرار دادهاند. بنده از این مسئله در زمان مرحوم آقا [علامه طهرانی] بسیار بسیار [دیدهام]. خب بالأخره ما در متن جریانات بودیم. ایشان در آن زمانها از اینکه مشاهده میکردند این مسئله تحقق پیدا نمیکرد، خیلی آزردهخاطر میشدند؛ خیلی! بسیار! دائماً میگفتند: «پس این افراد، این رفقا از ما چه شنیدهاند؟! پس در این مدت چه مطالبی از ما شنیدهاند؟! در این مدت چه رفتاری از ما دیدهاند؟!» که مثلاً اینطور تصور و تخیّل [در آنها] هست!
