
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
فرمایش امام هادی علیه السّلام در تفاوت ایمان و اسلام. بیان تاریخ ولادت و شهادت حضرت امام هادی علیه السّلام. مختصری از تاریخ حضرت امام هادی علیه السّلام. خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیه السّلام. منع زوّار سیّدالشّهدا علیه السّلام از زیارت و تخریب قبر مطهّر. رفتن مغنّیههای متوکّل به زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. تحمّل مصائب و دشواریها برای زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. نهایت ظلم و ستم بر شیعیان و علویّین در عصر متوکّل. هلاکت متوکّل به دست فرزندش منتصر. خدمات منتصر به علویّین. ملاقات علی بن مهزیار با حضرت هادی علیه السّلام. شفای متوکّل توسّط حضرت هادی علیه السّلام. برخوردهای شدید متوکّل لعنه اللَه با حضرت امام هادی علیه السّلام. احضار حضرت هادی علیه السّلام به مجلس شراب توسّط متوکّل. اشعار تکاندهندۀ حضرت هادی علیه السّلام در مجلس متوکّل. تحقیر و تضعیف امام هادی علیه السّلام توسّط متوکّل و عاقبت آن. مفید بودن ایمان قلبی در هر شرائطی. شهادت حضرت هادی علیه السّلام. محبوسبودن امام هادی علیه السّلام و رفاه خاندان متوکّل. عصر امام هادی، عصر آمادگی جهت غیبت کبریٰ. تبیین علّتِ کم بودن روایات منقول از امام هادی علیه السّلام. شهادت امام هادی علیه السّلام توسّط بنیعبّاس و تجهیز بدن مطهّر به دست خودِ آنها. هجوگویی شعراء و مردم علیه بنیعبّاس برای تخریب قبر مطهّر سیّدالشهدا علیه السّلام. تحمّل شدائد و مصیبتها توسّط اهلبیت علیهم السّلام برای هدایت انسان.
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
توضیحات:
فرمایش امام هادی علیه السّلام در تفاوت ایمان و اسلام. بیان تاریخ ولادت و شهادت حضرت امام هادی علیه السّلام. مختصری از تاریخ حضرت امام هادی علیه السّلام. خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیه السّلام. منع زوّار سیّدالشّهدا علیه السّلام از زیارت و تخریب قبر مطهّر. رفتن مغنّیههای متوکّل به زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. تحمّل مصائب و دشواریها برای زیارت سیّدالشّهدا علیه السّلام. نهایت ظلم و ستم بر شیعیان و علویّین در عصر متوکّل. هلاکت متوکّل به دست فرزندش منتصر. خدمات منتصر به علویّین. ملاقات علی بن مهزیار با حضرت هادی علیه السّلام. شفای متوکّل توسّط حضرت هادی علیه السّلام. برخوردهای شدید متوکّل لعنه اللَه با حضرت امام هادی علیه السّلام. احضار حضرت هادی علیه السّلام به مجلس شراب توسّط متوکّل. اشعار تکاندهندۀ حضرت هادی علیه السّلام در مجلس متوکّل. تحقیر و تضعیف امام هادی علیه السّلام توسّط متوکّل و عاقبت آن. مفید بودن ایمان قلبی در هر شرائطی. شهادت حضرت هادی علیه السّلام. محبوسبودن امام هادی علیه السّلام و رفاه خاندان متوکّل. عصر امام هادی، عصر آمادگی جهت غیبت کبریٰ. تبیین علّتِ کم بودن روایات منقول از امام هادی علیه السّلام. شهادت امام هادی علیه السّلام توسّط بنیعبّاس و تجهیز بدن مطهّر به دست خودِ آنها. هجوگویی شعراء و مردم علیه بنیعبّاس برای تخریب قبر مطهّر سیّدالشهدا علیه السّلام. تحمّل شدائد و مصیبتها توسّط اهلبیت علیهم السّلام برای هدایت انسان.
بیاناتی پیرامون امام هادی علیه السلام
19آنوقت حضرت علیٌّ الهادی علیه السّلام در یک منزل محبوس باشد و مردم نتوانند آن حضرت را زیارت کنند؛ امام است دیگر، امام! بعضی اوقات میآیند خدمت آن حضرت میرسند و زود برمیگردند و اگر زیاد بنشینند مورد سوء ظنّ دستگاه واقع میشوند؛ و حضرت میفرمودند: «مسئلهات را پرسیدی برو؛ ”إنّی أخافُ عَلَی نَفسِک!“ من بر تو میترسم، زیاد اینجا نمان!»1
عصر امام هادی، عصر آمادگی جهت غیبت کبریٰ
و بعد از آن حضرت، حضرت امام عسگری علیه السّلام هم از حضرت علیٌّ الهادی بیشتر در تحت نظر بودند و کمتر بیرون میآمدند و کسی آن حضرت را نمیدید، مطلقاً! مگر آن زمانی که برای نماز عیدی یا نماز جمعهای یا امثال اینها بیرون میآمدند. و میگویند خداوند این قِسم قرار داده بود که چون غیبت کبریٰ نزدیک میشد، مردم کم کم آشنا بشوند با احتجاب ائمّۀ خود و آن غیبت برای آنها خیلی عجیب نیاید.2
تبیین علّتِ کم بودن روایات منقول از امام هادی علیه السّلام
فرمایشات حضرت علیٌّ الهادی علیه السّلام در کتب هست و همچنین در باب روایات، فقها از فرمایشات آن حضرت استفاده میکنند؛ امّا مقدار فرمایشات آن حضرت خیلی کم است! چه در مسائل اخلاقی، و چه در تفسیر، و چه در مراحل حدیث فقهی. چرا کم است؟ برای اینکه آن حضرت برای کسی بیان نمیکردند؛ کسی خدمت آن حضرت نمیرسید؛ خیلی کم بود. زمان خیلی شدید بود و کسی به مختصر مراودهای متّهم میشد، خانه و مال و فرزندان او دچار شدّت و تعقیب قرار میگرفتند؛ لذا مردم میترسیدند! وقتی خدمت آن حضرت نمیرسیدند، حضرت حدیث برای که بیان کنند؟! یا آن مقداری که بیان میکردند میترسیدند برای کسی دیگر نقل کنند؛ چون باید بگوید: سَمِعتُ مِن عَلیِّ بنِ مُحَمَّدٍ، میترسید بگوید، نمیتوانست بگوید!
در زمان حضرت موسی بن جعفر مردم احادیثی که از آن حضرت میشنیدند و نقل میکردند، جرأت نداشتند بگویند: سَمِعتُ مِن موسیٰ بنِ جَعفَرٍ، میگفتند: «سَمِعتُ مِنَ العَبدِ الصّالِح؛ ما از عبد صالح شنیدیم!» الآن شما در بسیاری از روایات ببینید که سلسلۀ سند منتهی میشود به عبد صالح؛ عبد صالح حضرت موسی بن جعفر است. تمام فقها میدانند که جرأت نمیکردند بیان کنند مِنَ العَبدِ الصالِح را!
- الخصال، ج ٢، ص ٣٩٦: «...ثمّ قال علیه السّلام: ”و دَع و اخْرُج فلا آمَنُ علیک!“»
- مختصری از تاریخ امام حسن عسگری علیه السّلام در کتاب سالک آگاه، مجلس سوم، ص ٨٣ ذکر شده است.
