
بسته بودن فضای حاکم بر حوزه علمیه
توهین به اولیاء و سکوت حوزه علمیّه
1ـ فرهنگ غرب و دیدگاه علامه طباطبایی نسبت به آن2ـ طبیعی بودن اختلاف نظر در مسائل علمی3ـ درویش کشی بعضی از علماء4ـ رفتار دوگانه حوزه علمیه نسبت عرفاء5ـ تلاش بزرگان برای احیای دروس عرفان وفلسفه در حوزه6ـ پاسخ به ندای فطرت تنها راه نجات جوامع بشری7ـ ظهور روزنههای امید در فهم مردم
بسته بودن فضای حاکم بر حوزه علمیه
توضیحات:
1ـ فرهنگ غرب و دیدگاه علامه طباطبایی نسبت به آن2ـ طبیعی بودن اختلاف نظر در مسائل علمی3ـ درویش کشی بعضی از علماء4ـ رفتار دوگانه حوزه علمیه نسبت عرفاء5ـ تلاش بزرگان برای احیای دروس عرفان وفلسفه در حوزه6ـ پاسخ به ندای فطرت تنها راه نجات جوامع بشری7ـ ظهور روزنههای امید در فهم مردم
بسته بودن فضای حاکم بر حوزه علمیه
5خب [چرا] باید افرادی بیایند و معرکه را بهدست بگیرند؟! چرا باید حوزۀ علمیه اجازه بدهد که افرادی بیایند و جریان را بهدست بگیرند؟! یک عده هوچی براساس تخیلات و توهمات خودشان بیایند مسائل و جریان را بهدست بگیرند! چرا این قضیّه در دانشگاههای ما نیست؟! چرا در دانشگاههای ما با مطالب بهشکل آزاد برخورد میشود؟ هر کسی مطلبی دارد، هر ریپورت1 علمی دارد، بلند میشود و میآید و ارائه میدهد. مسئلهای دارد، مطرح میکند. نه کسی مسخرهاش میکند، نه [متهم و سرکوب] میکند. میگویند: «این مطلبی که مطرح کردی، باید به اثبات برسانی.» نمیدانم (PP) در نظرِ آن مجامع علمی مورد تثبیت قرار بگیرد ,بعد هم مخلصت هستیم! بله، البتّه آنها هم بر سر و کله همدیگر میزنند، ولی از نقطهنظر خود مبنای علمی و مسائل علمی، قضیّه آزاد است.
حوزه باید پاسخگوی مسائل فلسفی و عرفانی باشد
آن حوزهای که نتواند از عهدۀ یک جواب فلسفی بر بیاید، دَرَش را باید گِل گرفت! آن حوزهای که نتواند از جواب یک مسئلۀ عرفانی بر بیاید، به چه دردی میخورد؟! پس شما در اینجا برای چه آمدهاید؟! نه خودتان درس فلسفه خواندهاید و نه به کسانی که میخوانند اجازۀ مجال میدهید! در [آن] قضیهای که پیش آمد و مسائلی که درباره شبهات وحی و امثالذلک مطرح شد، خب ما جواب آقایان را دیدیم که چه بود!
آقا، بنده در یک مجلسی بودم که عدهای از دانشگاهیهایی که آنجا بودند، به اینها میخندیدند! آقا، باور نمیکنید به اینها میخندیدند! من هم پاسخی نداشتم بدهم! البتّه آن که از همۀ اینها تا حدودی بهتر بود، آن پاسخی بود که مربوط به آقای منتظری بود. که البتّه نقایصی هم داشت و مسئله بهطور کامل نبود.
یک عده همۀ مشکلات را به عرفان برگشت میدهند
اول مسئلهای که بعضی از اینها در این قضیّه مطرح کردند، این بود که «این مطالب ریشۀ عرفانی دارد!» من در همان مقدمه نوشتم که مثل اینکه قرار است هر اشکالی که در این منظومۀ شمسی که هیچ، در این کهکشانها هم اتفاق بیفتد به کلۀ این عرفان برگردد! آخر این چه طرز صحبت کردن است که شما دارید؟! [میگویند:] «بله! تَوَغُّل در مسائل فلسفی آدم را به اینجا میرساند!
- گزارش دادن.
