
در بارۀ کتاب افق وحی
و شیوۀ صحیح نقد
مرحوم آیةالله حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در این جلسه به بیان دلایل خود برای تألیف کتاب «افق وحی» در نقد آراء دکتر عبدالکریم سروش میپردازند. ایشان ضمن اشاره به برخی از محورهای اصلی اشکالات دکتر سروش، بر لزوم تبعیت از حق و رعایت انصاف در نقد تأکید میکنند. در ادامه، حضرت استاد به برخی مطالب مورد اختلاف مانند حضور زنان در جامعه یا تفریق صلوات یومیه میپردازند. از نظر ایشان پذیرش حق در هر شرایط و عدم توجیه مسائل، از سیره شاگردان امام صادق علیه السلام میباشد. در بخشی دیگر از بیانات، نکاتی پیرامون دلایل به وجود آمدن انحرافات بعد از علامه طهرانی و لزوم حقمداری و دوری از احساسات و تحجر اشاره شده و استاد حسینی طهرانی ملاک اولیه در مسیر سلوک را شایسته سالاری معرفی میکنند.
در بارۀ کتاب افق وحی
توضیحات:
مرحوم آیةالله حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در این جلسه به بیان دلایل خود برای تألیف کتاب «افق وحی» در نقد آراء دکتر عبدالکریم سروش میپردازند. ایشان ضمن اشاره به برخی از محورهای اصلی اشکالات دکتر سروش، بر لزوم تبعیت از حق و رعایت انصاف در نقد تأکید میکنند. در ادامه، حضرت استاد به برخی مطالب مورد اختلاف مانند حضور زنان در جامعه یا تفریق صلوات یومیه میپردازند. از نظر ایشان پذیرش حق در هر شرایط و عدم توجیه مسائل، از سیره شاگردان امام صادق علیه السلام میباشد. در بخشی دیگر از بیانات، نکاتی پیرامون دلایل به وجود آمدن انحرافات بعد از علامه طهرانی و لزوم حقمداری و دوری از احساسات و تحجر اشاره شده و استاد حسینی طهرانی ملاک اولیه در مسیر سلوک را شایسته سالاری معرفی میکنند.
در بارۀ کتاب افق وحی
4آقای کذا آمده میفرمایند که همۀ اینها بهخاطر افکار صوفیانهای است که دارد. عجب! خب بنده بیست و پنج سال است در این افکار دارم غوطه میخورم چطور یکهمچنین خروجیهایی از ما درنیامده که بیاییم وحی را انکار کنیم! نمیدانم وحی را مطابق با فهم بشری بدانیم! بلکه از آنچه که شما میدانید هم بالاتر است که حتی فکر و عقل شما هم نمیرسد! مگر ما در افکار صوفیانه توغّل نداشتیم؟ بنده تمام مطالب عرفا را مطالعه کردهام، تمام نوشتهها را مطالعه کردهام، تمام مسائل صوفی و غیر صوفی همه را دارم، همه را دیدم! تمام [آنها] را بنده مطالعه کردهام. بنده از اینجا تا سقف، من کتب صوفیه خواندهام چطور در ذهن من یکهمچنین افکاری نیامده است؟! چطور علامه طباطبائی نیامد؟! پدر ما نیامد، آقای قاضی نیامد، بزرگان از عرفان اینها هیچکدام نیامده است؟! آخر این چه دلیلی دارد که ما هرجا که ـ گفتم در آنجا ـ در هر نقطۀ از منظومه شمسی اشکال پیدا بشود بر سر عرفان ما چوبش را بکوبیم؟! آخر این حرفها چه دلیلی دارد؟ خب یعنی چه؟! آدم درست صحبت بکند! نه خودش مورد تمسخر قرار بگیرد و مردم و دانشگاهیها به او هِرهِر بخندند و نهاینکه بالأخره بیشتر بر مشکلات اضافه نکند. این یک!
ثانیاً: حالا مگر ایشان ـ آن آقایی که این اشکالات را میکند ـ مگر چقدر نسبت به مسائل صوفیانه اطلاع دارد؟! هیچ [اطلاعی ندارد] آقا! دو در صد بقیّه!
تأثیر منفی وارد شدن در فضای بیدینی غرب
خب این به یک سری از مسائل برمیگردد، به معلومات انسان برمیگردد، به عدم اطلاع انسان برمیگردد و چیزهای دیگر و مسائل دیگری که این مسائل ضمیمه میشود. محیط، فضا بسیار بسیار مؤثر است!
یکی از خطرات بسیار بزرگی که همیشه مرحوم آقا همه را برحذر میداشتند از اینکه انسان به آن خطر مبتلا نشود وارد شدن در فضای بیدینی غرب است! آدم فضایش را عوض کند، برود در آنجا اقامت و سکونت کند. در خیابان راه میروی افکارت عوض میشود، اصلا همین که در خیابان راه میروی؛ اصلاً با کسی هم حرف نمیزنی اصلاً با هیچکس حرف نمیزنی! [اما] فضا فضای مسموم است. اصلاً اکسیژن در آنجاها با آن اکسیژنی که در اماکن متبرکه است یا حتی اماکن عادی فرق میکند. فرض کنید مثل همین ساوه، مثل قم و طهران ـ باز طهران یک خُرده خراب شده، اوضاعش خیلی خراب شده است ـ مثلاً قم، مشهد، شهرهای عادی مثلاً اصفهان، شیراز، اینطرف آنطرف یا حتی جاهایی که این خصوصیّات را ندارد ولی بالأخره یک مردمِ مسلمانِ عادی [در آنجا] زندگی میکنند، فضا اصلاً تغییر میکند. این یک چیز واقعی است. یعنی واقعیت این است که شما نمازی که در اینجا میخوانید با نمازی که درآنجا میخوانید تفاوت دارد. حالا میگویید: نه، بروید ببینید! فرق میکند. قرآنی که اینجا میخوانید ـ همان آیات است ـ بروید آنجا بخوانید میبینید قرآن با هم فرق میکند؛ مثل اینکه قرآن برای یکی دیگر نازل شده است! فضا مسموم است.
