
در بارۀ کتاب افق وحی
و شیوۀ صحیح نقد
مرحوم آیةالله حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در این جلسه به بیان دلایل خود برای تألیف کتاب «افق وحی» در نقد آراء دکتر عبدالکریم سروش میپردازند. ایشان ضمن اشاره به برخی از محورهای اصلی اشکالات دکتر سروش، بر لزوم تبعیت از حق و رعایت انصاف در نقد تأکید میکنند. در ادامه، حضرت استاد به برخی مطالب مورد اختلاف مانند حضور زنان در جامعه یا تفریق صلوات یومیه میپردازند. از نظر ایشان پذیرش حق در هر شرایط و عدم توجیه مسائل، از سیره شاگردان امام صادق علیه السلام میباشد. در بخشی دیگر از بیانات، نکاتی پیرامون دلایل به وجود آمدن انحرافات بعد از علامه طهرانی و لزوم حقمداری و دوری از احساسات و تحجر اشاره شده و استاد حسینی طهرانی ملاک اولیه در مسیر سلوک را شایسته سالاری معرفی میکنند.
در بارۀ کتاب افق وحی
توضیحات:
مرحوم آیةالله حسینی طهرانی قدّس اللّه سرّه در این جلسه به بیان دلایل خود برای تألیف کتاب «افق وحی» در نقد آراء دکتر عبدالکریم سروش میپردازند. ایشان ضمن اشاره به برخی از محورهای اصلی اشکالات دکتر سروش، بر لزوم تبعیت از حق و رعایت انصاف در نقد تأکید میکنند. در ادامه، حضرت استاد به برخی مطالب مورد اختلاف مانند حضور زنان در جامعه یا تفریق صلوات یومیه میپردازند. از نظر ایشان پذیرش حق در هر شرایط و عدم توجیه مسائل، از سیره شاگردان امام صادق علیه السلام میباشد. در بخشی دیگر از بیانات، نکاتی پیرامون دلایل به وجود آمدن انحرافات بعد از علامه طهرانی و لزوم حقمداری و دوری از احساسات و تحجر اشاره شده و استاد حسینی طهرانی ملاک اولیه در مسیر سلوک را شایسته سالاری معرفی میکنند.
در بارۀ کتاب افق وحی
6من در آنجا آوردم؛ گفتم: ایشان میگویند: «پیغمبری که در آن زمان بوده این متأثّر از اطلاعات اقوام و قبایل خودش است و به اندازۀ فهم زمان خودش میفهمد».
گفتم: ـ بعد از هزار و چهارصد سال، بالای منبر مسجد قائم ـ پدر من که یک شاگرد این مکتب هست، چهل سال قبل از این سلولهای بنیادین و این برنامۀ ژن و شبیه سازی و فلان و این چیزهایی که در آوردند، پدر بنده چهل سال قبل گفت:
عنقریب خواهد رسید روزی که از یک سلول پوست، یک انسان درست کنند!
نه به او وحی شده، نه کتاب برایش نازل شده است.
بنده با همین گوش خودم شنیدم و بسیاری از رفقا هم بودند. در یکی از روزهای ماه رمضان ایشان سوره یس را آن سال داشتند تفسیر میکردند که: ﴿أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ * وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ * قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ * ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلشَّجَرِ ٱلۡأَخۡضَرِ نَارٗا فَإِذَآ أَنتُم مِّنۡهُ تُوقِدُونَ * أَوَ لَيۡسَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُمۚ بَلَىٰ وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ * إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ * فَسُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾1
میگفتند: «در قضیّه حضرت عیسی، عجب نیست! در داستان حضرت عیسی، که بالأخره مادر داشته [عجب نیست]! عنقریب با تکنولوژی بشر [به جایی] خواهد رسید که شما خواهید دید که از یک سلول یک پوست، حتی از یک سلول یک پوست یک انسان درست میکنند و این حکایت از چه مسائلی میکند، که این دیگر بماند!»
البتّه ایشان آنجا نگفتند ولی بعد یک شبی که ما با هم در یک جایی بودیم، همین بحث مطرح شد و اصلا ایشان مسائلی گفتند برای اسرار عالم خلقت و اسرار وجود که گیج کننده است؛ که چگونه اینها به هم پیوسته است. اصلاً ما آن شب چیزهای عجیبی از ایشان شنیدیم. آن هم مدام احاله دادند: «حالا خواهید دید، حالا خواهید دید!»
- سوره یس (36) آیات 77 الی 83
