اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقش عرفان در فهم دین و اهمیت یادداشت‌برداری برای اهل علم

0

ارزش یادداشت‌برداری و نقش عرفان در فهم دین، یکی از محورهای مهمی است که آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بیان به آن پرداخته‌اند. ایشان ضمن تبیین اینکه اتکا به ابزارهای ضبط، گاهی دقت حقیقی شنونده را کاهش می‌دهد، بر ضرورت ثبت نکات علمی و الهامات لحظه‌ای تأکید می‌کنند؛ زیرا بسیاری از معارف، به‌صورت دفعی بر قلب سالک وارد می‌شود و اگر نوشته نشود، برای همیشه از دست می‌رود. در بخش دیگری از بحث، با ذکر نمونه‌هایی تاریخی همچون برخورد میرزای قمی با زیارت استاد و نقدهای ضعیف او بر عرفان، جایگاه حکمت و عرفان در فهم حقیقت ولایت روشن می‌گردد. ایشان نشان می‌دهند که معرفت صحیح، تنها با الفاظ و علوم ظاهری حاصل نمی‌شود؛ بلکه با شهود، دقت، و اتصال به حقیقت ولایت حاصل می‌گردد. این بیان، پیوند سلوک علمی و معرفت شهودی را برای اهل علم تبیین می‌کند.

نقش عرفان در فهم دین و اهمیت یادداشت‌برداری برای اهل علم

4
  • استادش فوت می‌کند و ایشان هم به ایران برمی‌گردد. در اولین سفری که به عتبات می‌آید، وارد کربلا که می‌شود، [همراهان] می‌گویند: «برویم برای زیارت سیدالشهدا.» [میرزای قمی] می‌گوید: «نه! من اول باید بروم از استادم تشکر کنم، بعد برویم برای زیارت امام حسین!» و بلند می‌شود با عده‌ای که [همراهش] بوده‌اند، اول می‌رود عتبۀ خانۀ وحید [بهبهانی] را به‌عنوان احترام می‌بوسد، بعد آن ‌وقت برای زیارت سیدالشهدا می‌رود! ببینید! همین یک قضیه چقدر برای انسان مطلب دارد! میزان معرفت مردم و علما را به صاحب ولایت و ولی‌نعمت نشان می‌دهد [و معلوم می‌شود که معرفت] با این چیزها [از قبیل علم و درس] پیدا نمی‌شود!

  • میرزای قمی مرد عالم و ملاّیی بوده، ولیکن معرفت و شناخت نداشته است. یادتان می‌آید من قضیه‌ای راجع به بنده‌خدایی نقل کردم که اتفاق افتاد؟ این همان است! منتها او یک فرد عادی بوده، [ولی] خب میرزا با این سعۀ معلوماتش [جای تعجب است که این‌گونه برخورد کرده است].

  • راجع به قوانین... آن وقتی که ما [کتاب] قوانین [می‌خواندیم]، عام و خاصش را هم خواندیم. خدا بیامرزد و رحمت کند استادمان مرحوم آقای غروی [را]. تک‌وتنها برای ما در زمستانِ آن سال‌های کذایی می‌آمد [و تدریس می‌کرد]. سال‌هایی که واقعاً تا بعد از نوروز همین‌طور در قم یخ بود! ایشان در آن سرما می‌آمد در این صحن [حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها] و به ما قوانین می‌گفت! خدا بیامرزد؛ واقعاً اخلاصی داشتند. یادم است آن موقع این شعر [را] که اول قوانین نوشته بود:

  • لَیتَ ابنُ‌سینا دَرا إذ جاءَ مُفتَخِراً***بِاسْمِ الرَّئیسِ بِتَصنیفٍ لِقانونِ
  • إنَّ الإشاراتِ وَ القانونَ قَد جُمِعا***مَعَ الشِّفا فی مَضامینِ القَوانینِ1
  • هرکس هر لنگه‌کفشی گم کرده بود، در این قوانین پیدا می‌کرد! واقعاً چیز عجیب و غریبی بود!

  • میرزای قمی اهل فلسفه نبود و نقدهای او به عرفان ضعیف است

  • ولیکن مشخص است که خودش اهل فلسفه نبوده، مُتفلسِف بوده و می‌خواسته خودش را بزند [به فلسفه]! خراب‌کاری‌هایی دارد خیلی مفصل. از عباراتش در رسالۀ نقد عرفان مشخص است که ایشان مرد این میدان نبوده‌اند. اگر کسی هم نقد می‌کند، [باید] نقد علمی ‌بکند. آخر این چه مسائلی است که یضحک به الثّکلیٰ؟! [چرا] آدم بیاید این‌طور [نقد] کند.

    1.  قوانین الاصول، ج 1، ص 2.