
نقش عرفان در فهم دین و اهمیت یادداشتبرداری برای اهل علم
ارزش یادداشتبرداری و نقش عرفان در فهم دین، یکی از محورهای مهمی است که آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بیان به آن پرداختهاند. ایشان ضمن تبیین اینکه اتکا به ابزارهای ضبط، گاهی دقت حقیقی شنونده را کاهش میدهد، بر ضرورت ثبت نکات علمی و الهامات لحظهای تأکید میکنند؛ زیرا بسیاری از معارف، بهصورت دفعی بر قلب سالک وارد میشود و اگر نوشته نشود، برای همیشه از دست میرود. در بخش دیگری از بحث، با ذکر نمونههایی تاریخی همچون برخورد میرزای قمی با زیارت استاد و نقدهای ضعیف او بر عرفان، جایگاه حکمت و عرفان در فهم حقیقت ولایت روشن میگردد. ایشان نشان میدهند که معرفت صحیح، تنها با الفاظ و علوم ظاهری حاصل نمیشود؛ بلکه با شهود، دقت، و اتصال به حقیقت ولایت حاصل میگردد. این بیان، پیوند سلوک علمی و معرفت شهودی را برای اهل علم تبیین میکند.
نقش عرفان در فهم دین و اهمیت یادداشتبرداری برای اهل علم
5میرزای قمی در فقه و اصول ملاّ بوده است
علیکلحال در فنّ خودش مرد ملاّیی بوده و جولانِ خوبی در مسائل داشته است. مرحوم آقا [علامه طهرانی] میفرمودند: «خواندن و مطالعۀ جامعالشّتات میرزای قمی برای هر مجتهدی لازم است.» تفریعِ فروعش برای انسان خیلی مفید است. جامعالشتات سابقاً [چاپ سنگی] بود، الآن از این چاپهای جدید هم شده است.
اقدام مناسب میرزای قمی در نجات سیّد شفتی
این [قضایا] وضعیت ما و میزان معرفتی ما را نشان میدهد. جایی که میرزای قمی با آن صیت و شهرتش که به او در زمان فتحعلی شاه، اولمجتهدِ ایران گفته میشد و فتحعلی شاه از او تقلید میکرد [اینگونه عمل میکند، تکلیف بقیۀ افراد مشخص است]. و در قضیهای که برای مرحوم سید محمدباقر شَفتی در اصفهان پیش آمد [اقدام مفید و مناسبی داشت].
خواهرزادۀ فتحعلی شاه را مرحوم شفتیِ رشتی گردن زد؛ چون [خواهرزادۀ فتحعلیشاه] یک آدم کشته بود. [سید شفتی] که در مسجد سید اصفهان دفن است، آنجا مبسوطالید بود. [قاتل را] آوردند و دیدند این قتل، قتل عمد است و حکمش هم مشخص است. هرکسی را آوردند، جرئت نکرد [حکم را اجرا کند]! خواهرزادۀ این [فتحعلی شاه] است! وقتی [گردنش را] بزند، بعداً پدرش را درمیآوردند! و الآن خیلی جاهای دیگر همینطور است! اگر کسی کاری بکند، میآیند با تهدید و [اینکه] «چه میکنیم و چه میکنیم» [او را میترسانند] و طرف دیگر کاری نمیتواند بکند! این قضیه برای همهجا هم مشخص شده و روشن است! آن موقع هم همینطور بود. مثل اینکه یک قضیه و قانون در [طول] تاریخ است و همیشه هرکسی از همان قانون پیروی میکند! ما همیشه بایستی فقط آن سالهای حکومت جدّمان [امیرالمؤمنین علیهالسلام] را بهیاد بیاوریم. او هم که رفت دیگر بابا! چهار سال [حکومت] کرد و بعد هم شمشیر آمد و او هم که دوام نیاورد. انشاءالله باشیم و ببینیم آن وعدههایی که داده شده، چگونه در فرزندش [امام زمان ارواحنا فداه] صورتِ عمل به خود میگیرد.
