
نقش عرفان در فهم دین و اهمیت یادداشتبرداری برای اهل علم
ارزش یادداشتبرداری و نقش عرفان در فهم دین، یکی از محورهای مهمی است که آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بیان به آن پرداختهاند. ایشان ضمن تبیین اینکه اتکا به ابزارهای ضبط، گاهی دقت حقیقی شنونده را کاهش میدهد، بر ضرورت ثبت نکات علمی و الهامات لحظهای تأکید میکنند؛ زیرا بسیاری از معارف، بهصورت دفعی بر قلب سالک وارد میشود و اگر نوشته نشود، برای همیشه از دست میرود. در بخش دیگری از بحث، با ذکر نمونههایی تاریخی همچون برخورد میرزای قمی با زیارت استاد و نقدهای ضعیف او بر عرفان، جایگاه حکمت و عرفان در فهم حقیقت ولایت روشن میگردد. ایشان نشان میدهند که معرفت صحیح، تنها با الفاظ و علوم ظاهری حاصل نمیشود؛ بلکه با شهود، دقت، و اتصال به حقیقت ولایت حاصل میگردد. این بیان، پیوند سلوک علمی و معرفت شهودی را برای اهل علم تبیین میکند.
نقش عرفان در فهم دین و اهمیت یادداشتبرداری برای اهل علم
7ربط خودمان با ولایت را نمیفهمیم، مبدأیّت فیض از نفْس امام را درک نمیکنیم و نمیفهمیم. این را چه کسی میفهمد؟ کسی که عرفان نظری بخواند. آخر با روایت دماء ثلاثه که این معرفت برای انسان حاصل نمیشود! با استصحاب کلّیِ قِسمِ ثالث و برائت و این مبانی اصول ظاهریه و الفاظ که این چیزها برای آدم پیدا نمیشود! اینها یک چیزهای خاص به خودش را دارد.
آن چیزی که [حقیقتْ با آن] برای انسان حاصل میشود و واقعیت خارجی و آن مراتب هستی را برای انسان نشان میدهد و راهگشای زندگی انسان است، که اینها نیست. آنها مسائلی است که باید از دریچۀ نفس امام [علیهالسلام] ظاهر شود. آنهایی که میگویند: «فلسفه و عرفان کشک است» [باید توجه کنند که] میرزای قمی هم همین روایات اهلبیت را خوانده بود. ولی چرا اینجا به این خبط مبتلا شد؟! بهخاطر اینکه آن چیزی که بقیه کشک میدانند، لابد او هم کشک دانست و این مسئله برایش حاصل شد!
بالأخره ممکن است انسان در مقام [گفتنِ] الفاظ، الفاظ مناسب و جاذب و جالبی بگوید؛ ولی صحبت در این است که این الفاظ چقدر در وجود انسان عمق دارد؛ آن عمقش باید مشخص و معلوم شود. و انسان در موارد و جریانات مختلف میفهمد که این عمق چقدر است. اینها برای این قضیه و مسئله بود.
طالب علم باید مطالب پیشبینینشده و ناگهانی را غنیمت بشمارد و ثبت کند
این مسائل برای انسان، دفعی حاصل میشود. اگر انسان در آن موقع، کاغذی داشته باشد که چنین مطلبی را که یکدفعه [حاصل شده] بنویسد، این میماند و ثبت میشود. و اتفاقاً خیلی مطالب هست که [از آنها اطلاع ندارد]. خب انسان که نمیتواند به همۀ کتب اطلاع و اشراف پیدا کند. انسان باید این فرصت را به خودش بدهد که در ارتباط با افراد ببیند حالا که این شخص این مطلب را در کتابی دیده، فوراً همان را حفظ و ضبط کند و از ثمرۀ مطالعات دیگران بهره بگیرد. آدم که نمیتواند [همۀ کتب را مطالعه کند]. فرض کنید همین مسئلهای که من الآن در اینجا نقل کردم، شاید سالیان سال میگذشت و چنین قضیهای هم به گوش شما نمیرسید. حالا برحسب اتفاق باید من به آن قسمت بروم و یکدفعه میلم به این کشیده شود که این را بردارم ببینم چیست و بعد در این مسئله و نکته کنجکاو شوم. ظاهراً مثل اینکه [این کتاب میرزای قمی را] یکی برایم آورده بود و خودم نگرفته بودم.
