اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

نقش صفای قلب در فهم حقیقت و هدایت

14٬204

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان موضوع اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با توضیح دیدگاه حکمای اشراق و مسئلۀ مُثُل افلاطونی، تفاوت میان فهم صرفاً ذهنیِ مفاهیم عقلی با ادراک قلبی و شهودی حقیقت را تبیین می‌کنند و تأکید دارند که بدون اتصال قلب به مبدأ، علوم عقلی و دینی از حدّ تصورات ذهنی فراتر نمی‌رود. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از اهل علم، مدعیان هدایت و افرادی که با وجود دانش فراوان دچار انحراف شده‌اند، خطر تبدیل شدن علم به ابزار دنیاطلبی و تظاهر را توضیح می‌دهند. همچنین نقش وجدان، صداقت عملی و التزام واقعی به باورهای دینی را در تشخیص حقیقت از ظاهرسازی بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که مردم فطرتاً اخلاص و صدق را از ادعا و نمایش تشخیص می‌دهند. حاصل بحث، توجه به تهذیب قلب و مراقبت از منشأ تصورات و انگیزه‌های درونی در مسیر علم و دینداری است.

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

توضیحات:

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان موضوع اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با توضیح دیدگاه حکمای اشراق و مسئلۀ مُثُل افلاطونی، تفاوت میان فهم صرفاً ذهنیِ مفاهیم عقلی با ادراک قلبی و شهودی حقیقت را تبیین می‌کنند و تأکید دارند که بدون اتصال قلب به مبدأ، علوم عقلی و دینی از حدّ تصورات ذهنی فراتر نمی‌رود. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از اهل علم، مدعیان هدایت و افرادی که با وجود دانش فراوان دچار انحراف شده‌اند، خطر تبدیل شدن علم به ابزار دنیاطلبی و تظاهر را توضیح می‌دهند. همچنین نقش وجدان، صداقت عملی و التزام واقعی به باورهای دینی را در تشخیص حقیقت از ظاهرسازی بیان می‌کنند و نشان می‌دهند که مردم فطرتاً اخلاص و صدق را از ادعا و نمایش تشخیص می‌دهند. حاصل بحث، توجه به تهذیب قلب و مراقبت از منشأ تصورات و انگیزه‌های درونی در مسیر علم و دینداری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

منشأ ادراکات و صور ذهنی در انسان

16
  • بعد ـ یک روز وقتی‌که برای بازدید‌هایی که انجام می‌دادیم به منزل ایشان [دکتر توسلی] رفتیم ـ خود ایشان به من می‌گفت که: «فلانی، من یک قضیه‌ای را برای شما تعریف کنم!» گفت: یک روز ـ چون مرحوم آقا [علامه طهرانی] یکی از عمل‌هایی که کرده بودند عمل فتق بود ـ که ایشان را عمل کرده بودیم و در منزل بودند ـ البتّه من [مؤلّف] آن موقع قم بودم ـ برادر شما ـ چون قرار بود که ایشان بیایند و [مرحوم آقا را] ببینند ـ تلفن می‌زند که: «مرحوم آقا فرمودند من می‌خواهم بیایم آنجا برای دیدن شما» و در ضمن هم ایشان [مرحوم آقا] را معاینه کند؛ ایشان [دکتر توسّلی] می‌گوید که: «نه، من می‌آیم»؛ [اما] برادرتان می‌گوید: «آقای [دکتر]، ایشان [علامه طهرانی] می‌گویند که ما می‌آییم و من نمی‌توانم خلاف آنچه را که پدرم به من دستور می‌دهد و امر ‌کند، بگویم!» [ایشان می‌گوید که: «شما به ایشان بگویید که من آمدم»؛ گوشی [تلفن] را هم گذاشت و خلاصه بخواهید نخواهید آ‌مدیم! می‌گفت: در کوچه که می‌آ‌مدم با خودم این شعر را زمزمه می‌کردم:

  • گفت این [شعر] را همین‌طور زمزمه می‌کردم و می‌آمدم؛ رسیدم منزل و آمدیم و نشستیم و اتفاقاً صبحانه هم نخورده بودیم؛ مثل اینکه صبح زود روز جمعه بود؛ صبحانه آوردند و نشستیم و خوردیم؛ بعد رو کردم به پدر شما و گفتم: «آقا من وقتی که داشتم می‌آمدم در کوچه با خودم این شعر را می‌خواندم؛ ایشان فرمودند: ”خب حالا این شعر شما چه نسبتی با ما دارد؟!“ گفتم: اتفاقاً قضیّه، خیلی هم نسبت دارد!» می‌گفت: «آن عملی که انجام دادیم، عمل فتق بوده است؛ من روی شما عمل کیسۀ صفرا انجام دادم.»

  • عمل کیسۀ صفرا، عمل مشکلی است همان بیماری اکتیر، که سنگ کیسۀ صفرا می‌آید در مجرای کُلیدوک گیر می‌کند و نمی‌گذارد صفرا وارد اثنی‌عشر بشود؛ چون صفرا باید بیاید پشت اثنی‌عشر و اثنی‌عشر را تحریک کند و بعد غذای هضم شده در معده وارد روده شود. به آن فاصله هشت سانتی که بین صفرا و [دریچه] است، مجرای کلیدوک می‌گویند. [لذا سنگ کیسۀ صفرا می‌آید در مجرای کُلیدوک] گیر می‌کند و صفرا دوباره برمی‌گردد در کبد و کبد هم که از صفرا [متأثّر] است، [از آنجا] می‌زند به خون و تمام بدن زرد می‌شود؛ که البتّه این شبه یرقان است، یعنی در واقع کار یرقان را انجام می‌دهد، هپاتیت [است]. برای ایشان [علامه طهرانی] [سنگ صفرا] آمده بود و گیر کرده بود و این عمل، از عمل‌های مشکل داخلی است.

/ 260