
چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟
ضرورت پایبندی بر سنّت و روش برگزاری صحیح مجالس اهلبیت علیهمالسلام
برگزاری مجالس سیدالشهدا علیهالسلام باید به همان شیوهای باشد که ائمه و اولیاء الهی فرمودهاند و این نوع عزاداری است که انسان را در کشتی نجات وارد میکند؛ شاید بتوان گفت مقصود اصلی آیتالله سید محمدمحسن طهرانی از این سخنرانی، همین جمله است. ایشان ابتدا دربارۀ تأثیر شرایط بر فراموشی سنّت سخن میگویند و برای آن دو مثال اصلی میزنند: 1. نشستن روی زمین؛ که در ذیلِ آن با نقد رسمهای غلط مهمانیها و محافل عروسی در پذیرایی، بحث به نقد برخی رسوم عروسی و ارتباط با نامحرم کشیده میشود و مطالب بسیار مهمی مطرح میگردد. 2. برگزاری مجالس اهلبیت بر اساس سنّت؛ ایشان معنای کشتی نجات و راه ورود در آن را مطرح میکنند و با نقد روشهای مرسوم عزاداریهای امروز، معنای صحیح «گریه» و «گریاندن»، روش درست برگزاری مجالس اهلبیت و وظیفۀ مهم صاحبخانه در آن را تبیین مینمایند.
چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟
توضیحات:
برگزاری مجالس سیدالشهدا علیهالسلام باید به همان شیوهای باشد که ائمه و اولیاء الهی فرمودهاند و این نوع عزاداری است که انسان را در کشتی نجات وارد میکند؛ شاید بتوان گفت مقصود اصلی آیتالله سید محمدمحسن طهرانی از این سخنرانی، همین جمله است. ایشان ابتدا دربارۀ تأثیر شرایط بر فراموشی سنّت سخن میگویند و برای آن دو مثال اصلی میزنند: 1. نشستن روی زمین؛ که در ذیلِ آن با نقد رسمهای غلط مهمانیها و محافل عروسی در پذیرایی، بحث به نقد برخی رسوم عروسی و ارتباط با نامحرم کشیده میشود و مطالب بسیار مهمی مطرح میگردد. 2. برگزاری مجالس اهلبیت بر اساس سنّت؛ ایشان معنای کشتی نجات و راه ورود در آن را مطرح میکنند و با نقد روشهای مرسوم عزاداریهای امروز، معنای صحیح «گریه» و «گریاندن»، روش درست برگزاری مجالس اهلبیت و وظیفۀ مهم صاحبخانه در آن را تبیین مینمایند.
چگونه واردِ کشتی نجات امام حسین شویم؟
18وظیفۀ انسان در عمل به تشخیص خود در اجرای شعائر حسینی
لذا درک و تشخیص این مسئله، بهعهدۀ خود افراد و رفقاست. ممکن است یک شخصی بگوید: «نه، من الآن در این کیفیت و در این وضعیّت، خلافی نمیبینم و دلم هم به این سمت گرایش دارد؛ به این کیفیت روضه، به این کیفیت مجلس، به این کیفیت اداره تمایل دارد.» بسیار خب، چه اشکال دارد؟! ما که نمیگوییم: «باید [نظر ما] انجام شود!» [بلکه] میگوییم: «این روش غلط است!» ولی معصوم نیستیم، ادعای عصمت نمیکنیم. ممکن است در این نظر خودمان هم اشتباه کنیم، یک روز هم برگردیم بگوییم: «نه آقا! اصلاً گِل به سر مالیدن درست است! بلکه به جای یک خُرده گِل، باید یک استامبولی روی سرت بگذاری!» خوب است؟! خیلی خب! ولی هنوز ما به آنجا نرسیدهایم. تا به آنجا نرسیدهایم، موظّف هستیم که به شعور و درک خودمان عمل کنیم و باید به آنچه تشخیص میدهیم بپردازیم. البتّه مسئله یک مقداری دقیقتر از این است؛ منتها من دیگر حال نداشتم که به آن دقّت کافی بپردازم که علّت اساسی در اینجا چیست.
حالا هرکسی دلش میخواهد آنطور باشد، میتواند مجلسِ آنطوری بگذارد. چه اشکال دارد؟! جلسات به آن کیفیت باشد. روز عاشورا به همان نحوه [باشد که میگویند]: «دادوبیداد و هوار [کنید]! برکلّه بزنید! به در و دیوار و ستون [بزنید] که آن عشق و علاقه به امام حسین بیشتر تبلور داشته باشد! و بعد هم خودتان را پاره کنید و جر بدهید!» [این] کیفیت و حالوهوا [را] انتخاب [کنید]! اشکال ندارد، آن[طور] باشد! بعضی [هم] آن قِسم [را] نمیپسندند، بلکه قسم دیگر میپسندند. خب دلیلی ندارد که اینها در مجلس آنها شرکت کنند. چه کسی گفته بروند؟! آنها بروند برای خودشان مجلسی داشته باشند، هر کدام به حال خود. نه دودستگی هست، نه خلافی هست، نه مسئلهای هست! این [شخص] اینطور میپسندد [که] مجلس آرام با شرایط خاص خودش [باشد]، حالا یک عده هم هستند که آنطور تشخیص میدهند و آنطور میپسندند و در آن حالوهوا هستند. خب این ایراد و اشکال ندارد.
