
دیدگاه پیامبر اکرم نسبت به نماز
و مقایسۀ آن با دیدگاه خلیفۀ دوم
سخنرانی حاضر بخشی از درس 734 اسفار حضرت آیت الله سید محمد محسن حسینی تهرانی رضوان الله علیه است که در آن حضرت استاد با اشاره به جملهحیّ علی خیر العمل پیامبر اکرم و الصّلوة خیرٌ من النّوم خلیفه دوم، به تفاوت جایگاه و حقیقت نماز در یدگاه پیامبر و خلیفه دوم پرداخته و با اشاره به ربطی بودن ماهيت انسان و اینکه چنین ربطی تنها در نماز حاصل میشود، معتقد است تنها پیامبر که واسطه فیض الهی است ميتواند خیر العمل بودن نماز به عنوان پیوند دهنده انسان به حقیقت هستی را درک کند در حالیکه جمله الصّلوة خیرٌ من النّوم تنها مقایسهای ساده بین نماز و خواب بوده وعاری از هرگونه حقیقت متعالی است وخلیفه دوم به عنوان یک سیاست مدار از درک چنین حقیقتی عاجز و ناتوان است. حضرت استاد در ادامه به معیارهای خدایی بودن زندگی اشاره میکند.
دیدگاه پیامبر اکرم نسبت به نماز
توضیحات:
سخنرانی حاضر بخشی از درس 734 اسفار حضرت آیت الله سید محمد محسن حسینی تهرانی رضوان الله علیه است که در آن حضرت استاد با اشاره به جملهحیّ علی خیر العمل پیامبر اکرم و الصّلوة خیرٌ من النّوم خلیفه دوم، به تفاوت جایگاه و حقیقت نماز در یدگاه پیامبر و خلیفه دوم پرداخته و با اشاره به ربطی بودن ماهيت انسان و اینکه چنین ربطی تنها در نماز حاصل میشود، معتقد است تنها پیامبر که واسطه فیض الهی است ميتواند خیر العمل بودن نماز به عنوان پیوند دهنده انسان به حقیقت هستی را درک کند در حالیکه جمله الصّلوة خیرٌ من النّوم تنها مقایسهای ساده بین نماز و خواب بوده وعاری از هرگونه حقیقت متعالی است وخلیفه دوم به عنوان یک سیاست مدار از درک چنین حقیقتی عاجز و ناتوان است. حضرت استاد در ادامه به معیارهای خدایی بودن زندگی اشاره میکند.
دیدگاه پیامبر اکرم نسبت به نماز
6خیلی [سخته!] دُم شتر به زمین میرسد. ولی اگر برسد، خیلی کیف دارد. همچین [خیلی ساده هم] نیست! دم شتر به زمین میرسد تا طرف بتواند یک ذرّه از حالات اینها را بفهمد. تازه بفهمد، کجا تا اینکه خودش برسد. دم شتر به زمین میرسد، تازه برسد آن که دیگر بعد از این چه بشود!
بله! وقتی که اینطور میشود، آنچه بعد نصیب آدم میشود، خیلی شیرین است. حالا این مسائل را که امیرالمؤمنین نمیتواند روی منبر بگوید: بهبه چه خوب شد! شماها آمدید و به هم زدید بساط را خیلی!
اینطوری که نمیتواند بگوید! همه چیز بههم میریزد! حکومت و خلافت و امر و نهی و همه چیز! بلکه آن را در دلش نگه میدارد فقط چند نفری که خلاصه با هم میها را میزنند، فقط با آنها میتواند سرّی را فاش کند یا سرّی را منتقل کند. والاّ بقیّه افراد نه. چرا اینطوری کردی، چرا آنطور کردی، خطا کردی، فلان کردی، این مسائل در جای خودش....
باید افرادی که متصدی مسائل اعتقادی مردم هستند، این مسائل را در نظرِ بگیرند. خیلی قضایا و مسائل اعتقادی، مسئولیتها، حالا نه مسئولیتهای کلی. نه، همین مسئولیت خانواده، مسئولیت یک فرد، مسئولیت یک جمع و افراد، حتّی در همین حدود. تا چه برسد به این که بخواهند مسئولیت فتوائی به عهده بگیرند که واویلاست! واویلاست. خدا به دادمان برسد.
خب آقا بفرمایید بله یوم الشروع ببینیم که جناب آخوند چه میفرمایند در این...
تا آنجایی که به نظرم میرسد، کلام میرداماد راجع به قضا و قدر بود. پس ما درست حدس میزدیم. ما در راه میآمدیم، به آقای فلانی گفتیم که فلان قضیّه اینطور بود، گفت آقا این قرار بود دیشب انجام بشود. گفتم عجب! ای داد بی داد! گفتم پس معلوم میشود ما پیر شدیم! معلوم میشود ما پیر شدیم و نیاز به یک مذَکِّر یا مذکِّره داریم.
یکی [شخصی] میگفت: آقا! این منشیشان میخورد، گفتم: منشیّه هم باشد، اشکال ندارد؛ اتفاقاًآنها حافظهشان بهتر است. یکی میگفت: این حُسنی که جماعت نسوان بر مردها دارند، این است که حافظهشان خیلی زیاد است! صد گیگابایت حافظه دارند! جزئیات...؛ مثلاً شما پانزده سال پیش برای ناهار جایی رفته بودید، ما اصلاً رفتن به آنجا را فراموش کردهایم، چه برسد به اینکه ناهار چه خوردهایم، ولی اینها علاوه بر غذا، مزهاش را هم به یاد دارند! و حالا امروز غذا درست میکنند:
