
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
توضیحات:
اسفار 735: شرح و بیان اسرار روایت: علی مع الحق و الحق مع علی -
تفسیر علی به حق و حق به علی علیهالسلام
5لذا فرمودهاند که در مراقبه باید متوجه باشیم. خیلی دنبال این مسائل نرویم. خیلی به این مطالب توجه نکنیم. خب توجه به این مطالب همین است دیگر. مگر شما میتوانید قبل از اینکه نماز بخوانید یک خبر نگاه کنید و خاطرۀ آن خبر [هنگامی] که میگویید:﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ در ذهن شما نیاید؟! مگر میتوانید؟! اگر میتوانید انجام بدهید، بسم الله! انجام بدهید!
این که بزرگان میفرمودند: «انسان قبل از این که به کلیّت برسد، [باید از کَثَرات عبور کند]1، چقدر عبارتِ متین و دقیق، و عمیقی است. به کلیّت [رسیدن] یعنی از حدّ ماهوی خارج شود؛ از جزئیّت بیرون بیاید؛ از توهّمات و تخیّلات خارج شود. بعد وقتی که به آن کلیّت رسید... آن رسیدن، نباید رسیدن علمی و رسیدن فحص و درس و تعلُّمی باشد؛ قلبش باید برسد؛ ضمیرش باید برسد؛ نفسش باید اتّحاد پیدا کند؛ آن کلیّت را بچشد؛ آن کلیّت را لمس و مسّ کند!
آن عبارت رسول خدا دربارۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام که [میفرماید]: «لا تسبّوا علیّاً فإنّه ممسوسٌ فی ذات الله» یا «لا تقولوا فی علیٍّ فإنّه ممسوسٌ فی ذات الله»2 ـ هر دو را من دیدهام - «ممسوسٌ فی ذات الله» یعنی همین به کلیّت رسیدن! مسّ شده؛ «خدا یکی است» را [به آن معنایی که ما میگوییم] دیگر قبول ندارد.
از آن چرخه که گرداند زن پیر *** نشان چرخ گردنده همی گیر3 از این حرفها رد شده است. [متأسفانه] به ما اینطوری یاد دادهاند که همینقدر [که] بدانیم «خدا یکی است»، بس است دیگر! دیگر بیشتر از این میخواهیم چهکار؟! یک مولایی داریم، همین! تمام است دیگر! حالا چرا بیخود خودمان را زحمت بدهیم؟!
«لا تقولوا فی علیٍّ فإنّه ممسوسٌ فی ذات الله»؛ یعنی در ذات خدا ممسوس شده. کسی که ممسوس در ذات خداست، دیگر توجه به جزئیّات برای او کثرت نمیآورد؛ دیگر برای او قید نمیآورد؛ دیگر برای او حدّ نمیآورد. [فرض کنید] کسی که بر سر سفره نشسته و از غذاهایی که در این سفره است (همه جور غذا هست)، کاملاً استفاده کرده و سیر شده، حالا یک پرتقال ببیند که دیگر دهانش آب نمیافتد! یک سیب ببیند که دیگر دهانش آب نمیافتد! سیر است دیگر؛ سیرِ سیر است؛ همۀ اینها را هم برداشته و خورده است؛ پرتقال خورده، خربُزه خورده، سیب خورده، غذا خورده، سیر شده است؛ دیگر معدهاش قبول نمیکند؛ دیگر معدهاش اصلاً نمیپذیرد. دیگر شاید اصلاً نتواند! این دیگر اصلاً نمیتواند به چیزی نگاه کند! اصلاً نمیتواند به شیء دیگر نظر بیندازد! دیگر نفس او و قلب او و میل او و مزاج او مسائل دیگر را طرد میکند.
- رجوع شود به کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 2 ص 139؛ نور ملکوت قرآن، ج 2 ص 324
- رجوع شود به امام شناسی، ج 4 ص 34 و ج 6 ص 71 که این حدیث را از منابع زیر نقل کرده است: حلیة الاولیاء ج 1، ص 68؛ و إزالة الخفاء شاه ولی الله دهلوی ص 265 که از حاکم. مجمع الزوائد هیتمی ج 9، ص 130. و سیره ابن هشام ج 4، ص 1022
- خمسه نظامی گنجوی ص 102، چاپ انتشارات هرمس؛ الله شناسی ج 1 ص 163 و 244؛ تفسیر آیه نور ص 63
