اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی

14٬210

اسفار 750 :‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -

‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی

توضیحات:

اسفار 750 :‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

‌اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی

15
  • پس می‌خواهی چه بیاید؟! آن‌وقت این را وقتی که ما می‌بینیم، می‌گوییم: «خیلی خب! وقتی که قضیه این است، بسیار خب، پس ما هم همین [هستیم دیگر]؛ خب ما هم مدعی هستیم دیگر. ما هم مدعی همینیم دیگر. ما هم دنبال همین داریم هستیم دیگر. اما اگر آمدیم یک مسئلۀ خلاف دیدیم، به‌هم می‌ریزد همه چیز! چه شد؟! آیا دین عوض شد؟! الآن دین یک چیز دیگه است که من الآن باید این را نگهش دارم؟! ها؟! عوض شده دیگر! چرا دین آن موقع، این‌ها را نمی‌خواست؟! چرا امام حسن در مدینه نماند؟! مگر دین به امام حسن و امام حسین قائم نیست؟! أمیرالمؤمنین می‌مانْد در کوفه و بعد هم فرماندهی را می‌داد به بقیه [و می‌گفت:] «بروید! بهشت در انتظار شماست و حورالعین‌ها هم صف کشیده‌اند!» از این وعده‌هایی که ما داریم به مردم می‌دهیم!

  • من یادم هست چه چیزها و مسائلی بود! [می‌گفتند:] «بروید فلان کنید! اگر می‌خواهی مثل علیّ أکبر باشی، باید طوری بروی که بدنت این‌طور و این‌طور بشود!»

  • تویی که داری برای مردم این‌طوری حرف می‌زنی! توی مداح! چند تا زخم به خودت آمد؟! چندتا؟! چرا کسی در این مدتِ هشت سال، تو را در صف اول ندید؟! ها؟! فقط [همین!] برو مثل حضرت علی اکبر بشو؟! مثل حبیب بن مظاهر بشو؟! برو ببین چقدر تیر به او خورد! برو ببین! ببین!

  • خودت چه؟! خودت هم برو دیگر! بگو ما رفتیم! برو این‌قدر بایست تا بمیری! نه این‌که دو روز نگاه کنی [ببینی]: «آه! توپ آمد!» بگذاری و در بروی! نه!

  • رفته بودیم یک‌جا، یک بنده خدایی بود، یک خرده از این‌ها نشان داد به من؛ گفت این فلانی را می‌بینی، رفته بودیم [جبهه]؛ وقتی دستور عقب نشینی آمد، اصلا نگفت کِه هست، کی نیست، پرید در قایق و گازش را گرفت! بابا صبر کن! بایست! ما اینجاییم! زخمی [داریم!] [خب] بایست! بایست! خودت داری می‌گویی! تا آخر بایست و شهید شو و بمیر و برو به همان چیزهایی که خودت می‌گویی، خودت هم برس! داد می‌زنی، روضه می‌خوانی، مردم را هیجانی می‌کنی، به گریه می‌اندازی، خب خودت هم برو جزو یکی از این‌ها [باش]! بفرما! برو در صف اول بایست تا شهید شوی دیگر! نه این که برگردی، بایست تا شهید شوی! مگر نمی‌خواهی بگویی که من [از قافله شهدا عقب افتادم]؟! خب بایست شهید شو! اقلاً مردم از دستت راحت شوند! در حالی که «نه!» این حرف‌ها مال بقیه است. این حرف‌ها مال چه است؟ مالِ [دیگران است!]

/ 613