
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
اسفار 750 :اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
توضیحات:
اسفار 750 :اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی -
اهمیت صدق و اخلاص در جمیع شئون زندگی
9جدّاً! عجیبهها! آدم گاهی اوقات [میماند]! طرف سالمِ سالمِ سالمِ سالم، یکدفعه تپ! قلبش میایستد! اِ!
چندی پیش (دو سه سال پیش) یک موردی برای یکی از قوم و خویشهای ما اتفاق افتاده بود؛ [افتاده بود سکته کرده بود.] دوسه روز قبل [از فوتش] رفته بوده اِکو کرده بوده، سونوگرافی [رفته بوده]، عکس و از این چیزها [گرفته بوده]. اسکن و این چیزها [را] حتی خیلی دقیق [انجام داده بوده]. این [شخص] سیوپنج، چهل سالش بود. [دکتر هم که نتایج آزمایش ها را دیده بودند،] گفته بودند که قلبش مثل قلب یک بچۀ هجده ساله است. رگهای [قلبش] مثل یک بچه هجده ساله است؛ اصلاً نه گرفتگی دارد و [نه هیچ مشکلی]. اصلاً تعجب کرده بودند! تعجب کرده بودند که آدم چهل ساله بالاخره بایستی یک مقداری پلاکتی، فلانی، [داشته باشد دیگر]! یک مقداری رگهاش [گرفتگیِ داشته باشد دیگر]! این عین [جوان هجده ساله] یک دانه [پلاکتی و مشکلی نداشت!] [به ایشان] میگفتند: «چه کار کردی؟ غذایت چه بوده [که اینطور سالِم ماندی]؟»
آقا، [این شخص] افتاد، مرد! سکته کرد! اصلاً همه مانده بودند! دستگاه خراب بوده؟! عوضی نشان داده بوده؟! [آزمایش] برای یکی دیگر بوده؟! آن که دارد میبیند نمیشود خراب باشد که! اما از یک چیز غافلاند [و آن اینکه:] بابا از هزار هزار میلیاردتا [دلیل]، تو یکیاش را میدانی! بقیه را که دیگر دستگاه به تو نشان نمیدهد! چیزهای دیگر هست که به دستگاه ارتباط ندارد! به آن دستگاههای [بالا] ارتباط دارد!
اصلاً همه مانده بودند! میگفتند: «این [اتفاق] با نتیجۀ آزمایش و این حرفها [جور در نمیآید!] باید شصت سال دیگر عمر کند! آقا، دو روز بعد تِپ افتاد! همه انگشت به دهان شده بودند! [قضیه] چیست؟! این میشود چه؟ این میشود دستگاه خدا! ائمه این چیزها را میدانند. عرفاء این چیزها را میدانند. اولیاء این چیزها را میدانند. بقیه، نه! این چیزها را نمیدانند؛ خیال میکنند میدانند!
