
إشراف ائمه و اولیاء الهی بر مسائل مختلف
و اشتباه کاهش جمعیت
در این گفتار حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در ضمن جلسه درس خارج فلسفه و بیان نقد ملاصدرا بر شیخ اشراق در مسئله عقول منفصله، با ذکر عواقب دوری از مکتب اولیاء الهی، علت اساسی در تفاوت دیدگاه اولیاء نسبت به مسائل مختلف، با سایر علما را تبیین میکند. ایشان علت نفوذ شیطان در انسان را عدم علم و آگاهی کامل، دانسته و از همین جهت اولیاء الهی را از دستبرد شیاطین مصون میدانند. بخش پایانی این جلسه حاوی مطالب دقیق و عمیقی پیرامون کیفیت اطلاع و علم ائمه علیهم السلام نسبت به وقایع عالم وجود میباشد. استاد حسینی طهرانی در این بخش با ذکر مثالهایی به توضیح کامل مسئله علم امام و کیفیت اطلاع و عدم اطلاع آن حضرات بر وقایع و مسائل پرداختهاند.
إشراف ائمه و اولیاء الهی بر مسائل مختلف
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در ضمن جلسه درس خارج فلسفه و بیان نقد ملاصدرا بر شیخ اشراق در مسئله عقول منفصله، با ذکر عواقب دوری از مکتب اولیاء الهی، علت اساسی در تفاوت دیدگاه اولیاء نسبت به مسائل مختلف، با سایر علما را تبیین میکند. ایشان علت نفوذ شیطان در انسان را عدم علم و آگاهی کامل، دانسته و از همین جهت اولیاء الهی را از دستبرد شیاطین مصون میدانند. بخش پایانی این جلسه حاوی مطالب دقیق و عمیقی پیرامون کیفیت اطلاع و علم ائمه علیهم السلام نسبت به وقایع عالم وجود میباشد. استاد حسینی طهرانی در این بخش با ذکر مثالهایی به توضیح کامل مسئله علم امام و کیفیت اطلاع و عدم اطلاع آن حضرات بر وقایع و مسائل پرداختهاند.
إشراف ائمه و اولیاء الهی بر مسائل مختلف
12یا فرض کنید که در حالت سیری، وقتی که الان شما سیر شدید، این حالت سیری را در وجود خودتان احساس میکنید یا نه؟ آیا این احساس را کسی به شما میگوید که آقا شما این ظرف پلو را خوردید لذا دیگر گرسنه نیستید؟ نه! نیاز ندارد کسی به شما بگوید. همینکه شما این ظرف پلو را میخورید یک احساسی برای شما پیدا میشود که با آن احساس قبل متفاوت است. این احساس یک واقعیّت است، یک حقیقت است، اسم این واقعیّت میشود سیری. وقتی این احساس برایتان پیدا شد، آنوقت به فرد میگویید آقا سیر شدم و خیلی ممنون از پذیرایی و از ضیافت شما، دیگر سیر شدم. این «دیگر سیر شدم»، میشود علمِ به علم. اوّل علم به نفسِ همان واقعیّت در وجودتان تحقّق پیدا کرد. بعداً نسبت به او یک علم مجدّد به عنوان علم حصولی پیدا میکنید. آن اولی حقیقتش علم حضوری است، علمِ به علمش میشود علم حصولی.
حالا که شکمتان سیر شد شروع میکنید با یک نفر صحبت کردن و از مسائل گفتن. بنشین ببینیم آنجا چه خبر است؟ بنزین گران شد یا یارانه به شما دادند یا ندادند؟ سرتان را کلاه گذاشتند یا نه؟ آدم وقتی شکمش سیر شود شروع میکند از این مسائل حرف زدن، تا گرسنه است نه فکر یارانه است، نه فکر رایانه است، نه فکر پایانه است، نه فکر چارپایانه است؛ ولی همینکه شکم سیر شد شروع میکند در این مسائل سِیر کردن که دنیا چیست؟ اوضاع چیست؟
شروع میکند به صحبت کردن درحالیکه سیری وجود دارد، اما غفلت میکند از اینکه چیزی بخورد یا نخورد. وقتی که صحبت تمام میشود و همه مسائل و همه [خبرها] را گشت1 یک دفعه میگوید: آقا چرا نمیخورید؟ شما که همهاش دارید حرف میزنید، [جواب میدهد] آقا سیر شدم. دوباره این علمِ به این علم برای او پیدا میشود. یعنی باید توجّه کند، توجّه که میکند یک واقعیّتی که الآن برایش هست نسبت به آن واقعیّت واکنش نشان میدهد، میگوید: آقا سیر شدم و دیگر میل ندارم حالا میخواهید سفره را جمع کنید؛ جمع کنید.
- حرفهای صد من یک غاز هم که برایش ارزش ندارد و به اندازه [ذرهای] به فهم و ارتقاء انسان هم کمک نمیکند. اینکه بزرگان میگویند که انسان نباید دنبال خبرها باشد، به خاطر همین میگویند؛ چون صد من یک غاز هم ارزش ندارد. این طرف چیست آن طرف چیست؟ آدم باید سر خود را پایین بیندازد و راه خودش را برود، آن چیزی که به درد آنطرفش میخورد بایستی پیگیری کند، این طرف که همه حرفها هست.
