
إشراف ائمه و اولیاء الهی بر مسائل مختلف
و اشتباه کاهش جمعیت
در این گفتار حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در ضمن جلسه درس خارج فلسفه و بیان نقد ملاصدرا بر شیخ اشراق در مسئله عقول منفصله، با ذکر عواقب دوری از مکتب اولیاء الهی، علت اساسی در تفاوت دیدگاه اولیاء نسبت به مسائل مختلف، با سایر علما را تبیین میکند. ایشان علت نفوذ شیطان در انسان را عدم علم و آگاهی کامل، دانسته و از همین جهت اولیاء الهی را از دستبرد شیاطین مصون میدانند. بخش پایانی این جلسه حاوی مطالب دقیق و عمیقی پیرامون کیفیت اطلاع و علم ائمه علیهم السلام نسبت به وقایع عالم وجود میباشد. استاد حسینی طهرانی در این بخش با ذکر مثالهایی به توضیح کامل مسئله علم امام و کیفیت اطلاع و عدم اطلاع آن حضرات بر وقایع و مسائل پرداختهاند.
إشراف ائمه و اولیاء الهی بر مسائل مختلف
توضیحات:
در این گفتار حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در ضمن جلسه درس خارج فلسفه و بیان نقد ملاصدرا بر شیخ اشراق در مسئله عقول منفصله، با ذکر عواقب دوری از مکتب اولیاء الهی، علت اساسی در تفاوت دیدگاه اولیاء نسبت به مسائل مختلف، با سایر علما را تبیین میکند. ایشان علت نفوذ شیطان در انسان را عدم علم و آگاهی کامل، دانسته و از همین جهت اولیاء الهی را از دستبرد شیاطین مصون میدانند. بخش پایانی این جلسه حاوی مطالب دقیق و عمیقی پیرامون کیفیت اطلاع و علم ائمه علیهم السلام نسبت به وقایع عالم وجود میباشد. استاد حسینی طهرانی در این بخش با ذکر مثالهایی به توضیح کامل مسئله علم امام و کیفیت اطلاع و عدم اطلاع آن حضرات بر وقایع و مسائل پرداختهاند.
إشراف ائمه و اولیاء الهی بر مسائل مختلف
9کیفیت تصرف نفس ناطقه در جسم
این مسئله که این کارهای مخصوص در تنظیم امور و امثالهم، قطعاً باید در تحت تسخیر مسخِّری باشد که آن مسخِّر با إشراف تجرّدیِ خودش بتواند همه این امور را تنظیم کند، وگرنه نفس ناطقه که نمیتواند خودش این مطالب را انجام بدهد. البتّه تا حدودی میتوانیم بگوییم این مطلب ایشان صحیح است و توجیه هم میتوانیم بکنیم که اشکال ندارد؛ نفس ناطقه خودش با آن احاطهای که نسبت به این قضیّه دارد، خودش تنظیم و اداره کند. لازم نیست که حتماً انسان اطلاع داشته باشد. و آن نفس ناطقه دارای مراتبی است.
ولی این مطلب هست که خود نفس ناطقه به تنهایی صرفنظر از آن اتّصال کاری را انجام نمیدهد. ولی با توجّه به آن اتّصال، خود نفس ناطقه انجام میدهد. خود نفس ناطقه قلب را به ضربان وامیدارد، خود نفس ناطقه به مغز مدیریت بدن میدهد و خود نفس ناطقه سلسله اعصاب را چه میکند.
بله! ما علمِ به علم نداریم. آن نفس ناطقه در مقام علم حضوری، خودش این را انجام میدهد، ولی ما علم به کار او در مرتبه نفس و در مرتبه احضار علم و اطّلاعات نداریم.
اگر ما از این مرتبه ظاهر عبور کنیم [میتوانیم علم پیدا کنیم]. چون بحث، بحث ظاهر که نیست؛ بحث، بحث مراتب نفس است، نه صرفاً بحثِ تفّکر ظاهر و اطلاع ظاهر و إشراف ظاهر. الآن شما هزار جور شعر در ذهن دارید، هزار مطلب در ذهن دارید، هزار تا اسم در ذهن دارید؛ ولی الآن که من با شما صحبت میکنم، [نسبت به آنها] اطّلاع دارید؟! اطّلاع که ندارید؛ ولی وقتی که به شما میگویم: آقا فلان شعر حافظ کجاست؟ میگویید: آقا یک دقیقه به من مهلت بده. شروع میکنید گشتن گشتن گشتن [تا پیدا کنید]. از کجا [پیدا میکنید؟] تا علم نداشته باشید که نمیگردید. بعد میگویید: پیدا کردم و این شعر اینجاست:
