
سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع
سند حقانیت عاشورا
سرّ حقیقت شهادت حضرت علیاصغر (ع) به عنوان سند حقانیت عاشورا و وجوه تمایز واقعه عاشورا با سایر نبردهای صدر اسلام، موضوعی است که حضرت آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن میپردازند. ایشان با تأکید بر غیرعادی بودن شهادت حضرت علی اصغر، آن را به عنوان نقطۀ محوری و مرز حق و باطل در عاشورا معرفی میکنند که هیچ جای شبهه و توجیهی برای منکران باقی نمیگذارد. برخلاف جنگهایی چون بدر، احد و صفین که تعلقات دنیوی و ناخالصیهایی در برخی افراد وجود داشت، حضرت استاد تبیین میکنند که در واقعه عاشورا حتی یک سر سوزن ناخالصی در یاران امام حسین (ع) وجود نداشت. این خلوص و مقام تسلیم اصحاب امام حسین (ع) تا جایی بود که هیچ تحولی در شرایط نمیتوانست در اراده و معرفت آنها خللی وارد کند. سخنرانی همچنین به نقد کسانی میپردازد که با نگاهی سطحی، افراد عادی را به مقام والای اصحاب خاص امام (ع) مانند حبیب بن مظاهر و حضرت علیاکبر (ع) تشبیه میکنند و بر ضرورت معرفت به حق ائمه و بزرگان دین در زیارت و درک مقامشان تأکید میکند
سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع
توضیحات:
سرّ حقیقت شهادت حضرت علیاصغر (ع) به عنوان سند حقانیت عاشورا و وجوه تمایز واقعه عاشورا با سایر نبردهای صدر اسلام، موضوعی است که حضرت آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به تبیین آن میپردازند. ایشان با تأکید بر غیرعادی بودن شهادت حضرت علی اصغر، آن را به عنوان نقطۀ محوری و مرز حق و باطل در عاشورا معرفی میکنند که هیچ جای شبهه و توجیهی برای منکران باقی نمیگذارد. برخلاف جنگهایی چون بدر، احد و صفین که تعلقات دنیوی و ناخالصیهایی در برخی افراد وجود داشت، حضرت استاد تبیین میکنند که در واقعه عاشورا حتی یک سر سوزن ناخالصی در یاران امام حسین (ع) وجود نداشت. این خلوص و مقام تسلیم اصحاب امام حسین (ع) تا جایی بود که هیچ تحولی در شرایط نمیتوانست در اراده و معرفت آنها خللی وارد کند. سخنرانی همچنین به نقد کسانی میپردازد که با نگاهی سطحی، افراد عادی را به مقام والای اصحاب خاص امام (ع) مانند حبیب بن مظاهر و حضرت علیاکبر (ع) تشبیه میکنند و بر ضرورت معرفت به حق ائمه و بزرگان دین در زیارت و درک مقامشان تأکید میکند
سرّ شهادت حضرت علی اصغر وتفاوت واقعه عاشورا با سائر وقائع
10رسیدن به دنیا حتی با کشتن طفل معصوم
این قضیّه حضرت علی اصغر آمد و این را به ما فهماند که برای رسیدن به مقصود، ـ رسیدن به دنیا دیگر ـ رسیدن به دنیا، رسیدن به تخت ابن زیاد، رسیدن به تخت یزید، رسیدن به گندم ری، گندم ری جناب عمرسعد، تو میخواهی به گندم ری برسی نه با کشتن امام حسین نه با کشتن حضرت ابالفضل، حبیب و اینها، نه با کشته شدن یک طفل معصومی که حتّی حیوانات وحوش اقرار به عصمت او میکنند، بهائی اقرار به عصمت او میکند! زرتشتی اقرار میکند، نمیدانم همه! یک بچه شش ماهه دیگر! بچه شش ماهه که دیگر چیست مگر؟! درست؟ تو حاضری به گندم ری برسی با کشته شدن طفل معصوم! این را چه جواب میدهی؟! این قضیۀ چیست؟! این قضیّه چه میشود؟! این را دیگر کسی نمیتواند بگوید: «میخواست نیاید، میخواست نیاید بجنگد» خب بگیرید بروید سیراب کنید، یک قطره هم به بابایش ندهید. خودتان بگیرید ببرید سیراب کنید یک قطره هم به پدرش ندهید؛ حضرت دیگر این را به آنها گفت! به او ندهید، میگویید خیلی خب سیراب کردیم میگویید آقا آب در دهانش ریختیم، خورد و دیگر الآن هم هیچ مسئلهای ندارد ببرید بدهید به مادرش؛ خب حضرت عبدالله رضیع هم شهید نمیشد و امام حسین هم به برنامهاش ادامه میداد، به آن قضیه، به آن مسئله ادامه میداد.
سرّ نهفته در قضیه شهادت حضرت علی اصغر
این تیر زدن، یعنی اصلاً این جریان باید انجام بشود. هم برای لشکر، هم برای عمرسعد، هم برای [سايرمردم] و هم برای امروز ما! که ما بدانیم که رسیدن به مقصود به هر نحوی نیست جان من! رسیدن به مطلوب به هر کیفیّتی نیست! هدف وسیله را توجیه نمیکند! نه آقاجان! اگر هدف وسیله را توجیه میکرد پس کشتن عبدالله رضیع هم هیچ اشکال ندارد! هیچ اشکالی نخواهد داشت! اگر قرار باشد که هدف وسیله را توجیه کند، هدف مُبَرِّر مقدمه باشد، کشتن عبدالله رضیع هم اشکالی ندارد؛ درحالیکه همۀ دنیا با هر منطقی که دارند کشتن عبدالله رضیع را تقبیح میکنند. میگویند: «این عمل غلط است! این عمل، عملِ باطلی است.»
