
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
و مضرّات استفادۀ همیشگی از راههای غیر عادی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
توضیحات:
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
11[آقای دکتر میگفت:] «قرنیههایی که از خارج میآید، خب گاهی اوقات اینها فرسوده است؛ فوت کرده و مثلا فرض کنید که برای خودش مشکلاتی دارد؛ گاهی اوقات پس میزند، گاهی اوقات قبول نمیکند؛ گاهی اوقات اصلاً اینها پژمرده شده پلاسیده شده است. آن [میّت] هفتاد سال سنش است، هشتاد سال سنش است حالا میخواهند به یک بیست ساله پیوند بزنند، نمیتواند قبول کند و بعد مشکلات دیگر پیدا میشود.» البتّه خیلی زیاد است، آن بانک قرنیه برای خودش دم و تشکیلات خیلی زیادی دارد.
میگفت: «این آقا مخالفت میکرد و میگفت نمیشود و حرام است.» یک قدری از این قضیّه گذشت تا اینکه پسر خود او مشکل قرنیه پیدا کرد و قرنیه او پاره شد! میگفت: پاره شد و در واقع کور شد. آمد پیش ما که ای دادِ بیداد! گفتیم: «آقا شما خودتان میفرمایید که آقا حرام است. گفت: نه این دفعه را بکن و دیگر نکن! عبارت خودش این بود. این را دفعه را بکن دیگر نکن!»
این دفعه را بکن و دیگر نکن، یعنی چه؟! اگر حرام است، برای پسر خودت هم حرام است! اگر حلال است، که خب برای همه حلال است! دیگر این معنی ندارد. این همان مسئله است که ما نتوانستهایم خودمان را با آن مقتضیات ظاهر متحد کنیم و بیاییم خودمان را با آن محو کنیم.
برای هر کس هم یک پرونده خاصی است. پرونده من برای من است، پرونده شما برای شما است، پرونده زید هم برای زید است؛ برای هر کسی پروندهای [جداگانه است.] حافظ ـ رضوان الله علیه ـ چه میفرماید؟!
یک روز من در محضر مرحوم آقا بودم گفتم حافظ میگوید، فرمودند: « چه گفتی آقا؟! [بگو] حافظ میفرماید، حافظ میگوید یعنی چه! مگر بقال است؟! [بگو] حافظ میفرماید.» حالا ما یک خرده اضافهاش کنیم، حافظ ـ رضواناللهعلیه ـ میفرمایند که:
بنوش باده که قسّام صنع قسمت کرد *** در آفرینش از انواع نوشدارو نیش1 - دیوان حافظ، اشعار منتسب، شماره 15.
