اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت عمل بر اساس ظاهر

و مضرّات استفادۀ همیشگی از راه‌های غیر عادی

15٬167

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک می‌دانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات می‌پردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره می‌نمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان می‌فرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوته‌بینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار می‌آورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی می‌دانند.

اهمیت عمل بر اساس ظاهر

توضیحات:

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک می‌دانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات می‌پردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره می‌نمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان می‌فرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوته‌بینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار می‌آورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی می‌دانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت عمل بر اساس ظاهر

12
  • خیلی شعر، شعر عجیبی است؛ این بنوش باده یعنی همین، همین مسئله، یعنی کار خودت را بکن؛ به دنبال این نباش که برای تو چه پیش می‌آید. بنوش باده، بنوش باده که قسام صنع قسمت کرد، در آفرینش از انواع نوش دارو نیش، این غزلی است که خیلی مرحوم آقا دوست داشتند ولی این غزل را رفقا ببینند، من خودم تا به حال دیوانی که این غزل در آن باشد پیدا نکردم ولی سابق من خودم دیوان‌‌هایی را داشتم و دیدم ـ هم خودم دیدم و هم داشتم ـ که این غزل در آن بود؛ ولی الآن نمی‌دانم چرا نیست؟! این همه دیوان حافظ چاپ شده ولی این غزل نیست! اصل غزل هم این است که:

  • به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش***به کردگار رها کرده به، مصالح خویش1
  • «به کردگار رها کرده به مصالح خویش» به‌به! این مصرع دومش [خیلی عالی است.] واقعاً اگر این شعرها را می‌فهمیدیم. یک خرده اینها را می‌خواندیم! همه‌اش نمی‌رفتیم مدام روزنامه بخوان، تلویزیون تماشا کن و رادیو گوش بده؛ یک‌خورده می‌آمدیم این شعرها را می‌خواندیم [خیلی مسائل‌مان فرق می‌کرد!] تمام دنیا را بدهیم ارزش فهمیدن این یک شعر را ندارد: «به پادشاهی عالم فرو نیارد سر» به پادشاهی عالم، نه یک استانداری و بخشداری و شهرداری و کلانتری! 

  • به پادشاهی عالم فرو نیارد سر***اگر ز سرّ قناعت خبر شود درویش
  • ز سرّ قناعت، که در این قناعت چه نهفته است و چه سرّی در این قناعت است که سعادت دنیا و آخرت در زیر همین شعر نهفته است. بعد می‌رسد به این جا که

  • بنوش باده که قسّام صُنع قسمت کرد***در آفرینش از اقسام نوشدارو نیش
  • همه چیز در پرونده ما گذاشته‌اند؛ هم مصیبت گذاشتند، هم خوشی گذاشتند، هم تألم گذاشتند و همه‌اش به صلاح است. برای رد شدن باید یکی یکی پله‌ها را بروی، باید یکی یکی از این مرتبه رد شوی، نه اینکه تا یک ناراحتی شد، بِایستی. خب [اگر] رد نشدی، عبور نکرده‌ای! فایده ندارد در همان مرتبه مانده‌ای؛ برای اینکه این پرونده‌ات به سر بیاید، باید یکی یکی این ورقه‌ها را بخوانی. خب تو اگر در همان ورقه اوّل [بمانی که عبور نکرده‌ای!]

    1. همان
/ 260