
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
و مضرّات استفادۀ همیشگی از راههای غیر عادی
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
توضیحات:
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک میدانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات میپردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره مینمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان میفرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوتهبینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار میآورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی میدانند.
اهمیت عمل بر اساس ظاهر
13بعضیها هستند، [به آنها] میگوییم آقا برو آزمایش [بده]؛ میگوید: «میترسم بروم معلوم بشود کلسترول من چقدر است!» خب معلوم بشود! برو دوا بخور! [میگوید: میترسم بروم] معلوم بشود قند خون من چقدر است! معلوم بشود فرض بکنید که هموگلوبین من چقدر است؛ زیاد است، من باید خون بدهم و درمان کنم. خب معلوم بشود! باید معلوم بشود. اگر معلوم نشود آدم مریض میشود، یک جای دیگرش خراب میشود؛ به کلیهاش میزند، مریض میشود. قلبش مشکل پیدا میکند هزار تا [مشکل پیش میآید]. این [راه] باید طی شود.
شما که در ورق اوّل ماندهای، خب نمیتوانی ورق دوّم را بخوانی؛ نمیتوانی ورق سوم را بخوانی؛ عبور از ورقۀ اوّل نیاز به خواندن و عمل کردن دارد! وقتی خواندی و عمل کردی؛ میروی سراغ ورقۀ دوّم و سوم؛ به وسط کتاب که میرسی [میبینی عجب] دیگر خیلی کتاب راحت شده است! چقدر خواندنش راحت شده است! کتابهایی است، که اوّل فهمیدنش مشکل است؛ وقتی بیست صفحه، سی صفحه، چهل صفحه که بخواند، آن فشار را که بیاورد؛ بعد دیگر میبیند، راحت [شد] دیگر میتواند سایر صفحات را بخواند و خیلی درک مطالب برای او مشکل نیست.
عبور از این مطالب هم همین است؛ برای انسان سخت است ولی یک مدت که گذشت، میبینید نه اینکه سخت نباشد ولی انسان میتواند کنار بیاید؛ میتواند کنار بیاید چون آن صفحات قبل را طی کرده است.
پیغمبر هم گریه میکرد. پیغمبر هم در فوت حضرت ابراهیم علیه السّلام فرزند ظاهراً یک سال و نیمهشان اشک میریخت. هجده ماه، در [سن] او هم [اختلاف] میکردند. ولی با این کنار میآمد، با این مسئله کنار میآمد. دیگر بر سر خود نمیزد. دیگر کفر نمیگفت. دیگر نمیدانم غیرعادی عمل نمیکرد. دیگر تمامِ دنیا را خرج نمیکرد برای اینکه بچهاش زنده بماند! دیگر میلیارد، میلیارد نمیداد برای اینکه حالا نمیدانم انگشت او چه شده است، مثلا [آسیب دیدهاست].
این هم یکی مثل بقیّه دیگر، این هم یکی مثل سایر افراد دیگر؛ خدا اقتضا کرده تقدیرش بر اینکه الآن اینطور باشد، بسیار خب. یک مخارج ظاهری میشود، خوب شد، شد؛ نشد، نشد؛ تمام شد و رفت. نه اینکه انسان همۀ دنیا را بپردازد برای اینکه بچهاش [سالم بشود]! اگر قرار است [اینطور باشد] همه جا باید اینطور باشد! نه اینکه فقط یک [گروه یا فرد] خاص باید باشد. انسان باید با این مسئله کنار بیاید تا اینکه بتواند آن آمادگی را پیدا بکند.
