اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت عمل بر اساس ظاهر

و مضرّات استفادۀ همیشگی از راه‌های غیر عادی

15٬167

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک می‌دانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات می‌پردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره می‌نمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان می‌فرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوته‌بینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار می‌آورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی می‌دانند.

اهمیت عمل بر اساس ظاهر

توضیحات:

حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این گفتار به لزوم عمل بر اساس ظواهر عالم ماده، پرداخته و استفاده از طرق غیر عادی و علوم غریبه را در حل مشکلات، از موانع رشد سالک می‌دانند. ایشان در ابتدا به مسئلۀ عدم اعتماد به مکاشفات و شهودات می‌پردازند و در ادامه، به مضرّات استفاده از طرق غیر معمول در حل مشکلات اشاره می‌نمایند و با ذکر حکایاتی از بزرگان، از جمله علامه طهرانی در خصوص احضار ارواح و مرحوم حاج هادی ابهری، شواهدی از این مسئله را بیان می‌فرمایند. مرحوم استاد دلیل ناراحتی انسانها را نسبت به مشکلات پیش آمده در مسیر زندگی، کوته‌بینی و عدم توجه به مجموعه نظام عالم خلقت بشمار می‌آورند و وظیفه سالکان راه خدا را طی طریق از مسیر عادی زندگی می‌دانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت عمل بر اساس ظاهر

16
  • مرحوم پدر ما می‌فرمودند: که سابق ما پیش یک نفر می‌رفتیم و [با او] آشنا شده بودیم، از دوستان پدرمان بود و او احضار ارواح می‌کرد. شخصی بود که احضار ارواح می‌کرد و ما پیش او می‌رفتیم. خیلی اصرار عجیبی به من می‌کرد که بیا من این را به تو هم تعلیم کنم و بالأخره ما رفتیم. می‌گفتند چند جلسه هم من رفتم و یک نوشته‌هایی را نوشتند. که خود من آن نوشته‌ها را ـ با مداد هم بود ـ دیدم. الآن نمی‌دانم [کجاست]، لابد باید مشهد باشد! من اطلاعی ندارم. آن نوشته‌ها را هم ایشان هنوز داشتند. ایشان خیلی فرد منضبطی بود. اینها را و هرچه را که داشتند، نگه می‌داشتند؛ مطالب خودشان ـ حتّی آن زمانی که ایشان هنرستان هم می‌رفتند ـ همه چیز‌ها را نگه می‌داشتند؛ بر عکس من که همه را این‌طرف و آن‌طرف کلافش می‌کنیم و حوصله یک ورق کاغذ زیادی نداریم، ایشان همه را خیلی دقیق، منظّم و مرتب اینها را حفظ می‌کرد.

  • ایشان می‌گفتند که: «ما رفتیم ولی بعد از یک‌ مدتی در نفسم احساس کدورت و ظلمت کردم و دیگر نرفتم و هرچه پیغام فرستاد دیگر ترتیب اثر ندادم نرفتم. گفتم دیگر نمی‌توانم بیایم و عذر‌آوردم. پیرمرد هم بود و خیلی او ناراحت شد که چرا من از نیمه راه این کار را [رها] کردم. درحالتی ‌که احساس می‌کرد که آن [علم] دارد از بین می‌رود! و می‌گفت که من نمی‌خواهم این را در اختیار هر کسی قرار بدهم که سوء استفاده بکند.» ایشان را برای این قضایا فرد متعهّدی می‌دانست.

  • می‌گفتند که به توصیه بعضی از اقوام‌مان، گفتند که «فلانی، برویم پیش این و او با احضار پدرشان این مطلب را خلاصه کشف کند که این چه بوده و قضایا چه بوده و چه کنیم؟!»

  • می‌گفتند که رفتیم، یک روز عصر بود نزدیک‌های مغرب بود؛ می‌گفتند که رفتیم و نشستیم یک میزی بود و این هم نشست و ما هم چهار، پنج نفر بودیم و مطلب خودمان را به ایشان مطرح کردیم که روح پدرمان را حاضر کند و ما از ایشان یکی راجع به این وصیت‌نامه ما سؤال کنید که این کجاست؟! و دیگر اینکه خود ایشان آنچه را که در وصیت نامه بوده بگویند، خودشان اظهار کنند و همه شهود هم این مسئله را ببینند و از جمله آن افراد شهود بالأخره کسانی بودند که در این قضیّه شاید یک مخالفت‌هایی داشتند.

/ 613