
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
قم : شرح و تفسیر روایت" اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک" - دیدار رفقای اهواز در
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
توضیحات:
قم : شرح و تفسیر روایت" اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک" - دیدار رفقای اهواز در
شرح و تفسير روايت( اعبد اللَه کأنّک تراه فان لم تکن تراه فإنه يراک)
9نمیتوانی این معنا را در خودت پیاده كنی حداقلش این است كه تصور كن او تو را میبیند این كه دیگر حداقلش است، خدایی كه انسان را نبیند آن كه دیگر خدا نیست، به درد نمیخورد، او دیگر با سایر مخلوقات تفاوتی نمیكند.
بعد مرحوم آقا توضیح دادند كه منظور رسول خدا از عبادت كه در اینجا میفرماید: همین نماز نیست، یعنی در مقام عبودیت خودت را قرار بده، هر كاری كه میخواهی بكنی، بنده هر كاری كه میخواهد بكند در مقابل مولای خود، حالا این نماز، انسان وقتی كه میخواهد نماز بخواند چطور نماز بخواند؟ ما میخواهیم نماز بخوانیم آخ! دیر شد، ده دقیقه دیگر به غروب مانده بدو بدو، یك مهری از اینجا برمیداریم و ... و یا اینكه فرض بكنید كه خیلی هم مقدس باشیم میگوییم خب اول وقت میخوانیم، اما همهاش حواسمان به این است كه خب الان كه اول وقت است و یك ربع دیگرش ساعت دو میشود و وقت اخبار رادیو است، وقت اخبار رادیو است و خب برویم ببینیم چه خبر است، دارد نماز میخواند فكرش به این است كه به اخبار برسد، دارد نماز میخواند فكرش به این است كه فلان چیز فوت نشود، دارد نماز میخواند فكرش به این است كه مهمان كه میآید خانه زنگ كه میزند صدای زنگش را بشنود، دارد نماز میخواند فكرش به این است كه الان فرض بكنید كه آی! خانمش صدا كرده بیا سفره را انداختهایم پایین دیر نشود زود بروم كه موجب تكدر خاطر نشود، این تاخیر و با كفگیر و ملاغه روبرو نشود! این دائم در فكر اینهاست، خب بابا نماز را یك وقتی بخوان كه فكرت دیگر به جایی بند نباشد، حواست جایی نباشد، كأَنّكَ تَرَاهُ داری میبینی، آخه آدم اینجوری برای خدا نماز میخواند؟ اینجوری وسط ظهر بلند میشوی چهار ركعتی میخواند، كه زود بخوانم و بروم سر سفره، آن اتاق صدا میكنند پلو دارد سرد میشود زود بروم نماز بخوانم، زنمان صدایمان كرده بیا فلانی دارم سفره را میكشم ...، صبر كنید! صبر كنید! حالا چهار ركعت نماز میخوانم میآیم! این كه نماز نشد، وقتی انسان میخواهد نماز بخواند این باب خودش و فصل خودش را دارد.
